French weblog

روزمره‌ها

.....................

دوشنبه ۷ تیر ۱۳۸۹

...................

نظرها (4) | ۱۸:۱۸

آرشيو

لينک‌های روزانه

سرمیاد زمستون از سرزمین رویایی

افشین مقدم- میترسم

قدغن -شهريار قنبري

بردی از یادم: دلکش و ویگن

ABBA-The Winner Takes It All Live 1980

Mireille Mathieu - Bravo Tu as Gagné (ABBA)

اجرای ترانه مرغ سحر با صدای دو هنرمند هلندی


آرشيو + RSS

تماس

nazkhatoun25 [at] yahoo [dot] com

سايت‌ها

مدرسه ی فمینیستی
زنستان
ميدان زنان
تغيير برای برابری
کانون زنان ايرانی
کتابخانه زنان
ماهنامه​ی زنان
هفتان
روز آن​لاين
ايران امروز

وبلاگ‌ها

آرشيو

June 2010
May 2010
April 2010
March 2010
February 2010
January 2010
December 2009
November 2009
October 2009
September 2009
August 2009
July 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007

پشتيبانی

RSS + Atom
Movable Type 3.35


صفحه اصلی | "پس مبادا با بی​حجابی ناموسمان، در تولد اولاد ديگران سهيم باشيم " »

اخراجی​ها

جمعه ۷ اردیبهشت ۱۳۸۶

اخراجی​ها رو ديدم. دوستش نداشتم.

به نظر من، نکته​ی مثبت فیلم، انتهای فیلم بود و نمایش صحنه​های جنگ. چهره​ی زشت جنگ. پاهای بریده جوان​های مردم، تلخی مرگ، یادآوری آن روزها. صحنه​ی خداحافظی از رزمنده ها که خودم هم تجربه​اش رو دارم. اتوبوسی که تو صدا و هیاهوی سرود و نوحه و آه و گریه به راه میافته و برادرعزیزتر از جان به زحمت ۱۵ ساله​ات رو با خودش می​بره. مادرت آرام و بی​صدا مظلومانه اشک می​ریزه و تو از خودت می​پرسی آیا دوباره برادرت را خواهی دید یا این آخرین باری بود که بوی بدنش رو استشمام کردی.. یاد روزهای قهر و گریه و اعتصاب غذای برادر میافتی که به زور از مامان و بابا رضایت​نامه می​خواست که بره... بگذریم...


برام فرقی نمی​کنه ده​نمکی این فیلم رو ساخته يا کس ديگه​ای. اما شوخی​ها لوس و يخ و تکراری بودند و گاهی هم به حال و هوای آن روزها نمی​خوردند و مربوط به همین چند سال اخیر می شدند. بازی​ها به دل نمی​نشستند. بيژن چند باری خنديد از ته دل ولی من فقط يه قسمت فيلم خنديدم و اون شعرخوندن اين اخراجی​ها ته اتوبوس و بعد تبديل شدنش به سرود انقلابی بود. نفهميدم چرا ده​نمکی تو فيلمی که در يوتيوب ديدم، از امين حيايی انقدر عذرخواهی کرد. به نظر من که بازی امين حيايی خيلی سطحی و بد بود. اون از اون فيلم يخ شام عروسی که حيايی و نيکی کريمی اصلا در حدی که بايد باشند، نبودند و من با زور نيم ساعت فيلم رو ديدم و اين هم از اين فيلمش. اکبرعبدی و يکی دوتای ديگه هم که انگار دارند برات جوک ترکی تعريف می​کنند. تنها نکته​ی مثبت بين بازيگران، حضور اون بازيکن نقش شهيد کشوری بود که اسمش رو هم يادم رفته.

اما به قول آقای پاکدل نازنين، خوبه که "ده​نمکی هم برای بيان عقايدش به زبان شريف سينما متوسل شده" و اين می​تونه نشانه​ی خوبی باشه...

پی​نوشت.در همين رابطه، بهار عزيز هم مطلبی نوشته.



نظرها

تست می شود. تست می شود. تست می شود.

حميدرضا | April 27, 2007 8:21 PM

حميدرضا جان خيلی نازخاتون جديد رو با سرو وضع جديدش دوست دارم. دست گلت درد نکنه:)

نازخاتون | April 28, 2007 12:24 AM

test

Anonymous | April 29, 2007 10:58 PM

چقدر اینجا خوشگل شده و البته بدون فیلتر. مبارک

سال‌های ابری | May 22, 2007 11:41 AM

اخراجی‌ها یک عوام فریبی تمام عیار بود؛ چه از نظر فرم سینمایی و چه از نظر محتوا هیچ چیز نداشت. کلیشه محض.
بر خلاف نظر شما اصلاً "خوب" نیست که ده‌نمکی‌ها به زبان شریف سینما متوسل بشوند؛ بقول یکی از منتقدها ده‌نمکی چماق را کنار گذاشت و کلاکت را برداشت، ولی چیزی نمانده بود که همان کلاکت را بر سر داوران جشنواره خرد کند!

نیما | May 28, 2007 10:23 PM

fcguj td

zzzz | May 10, 2008 8:59 AM

ارسال نظر