سرمیاد زمستون از سرزمین رویایی
ABBA-The Winner Takes It All Live 1980
Mireille Mathieu - Bravo Tu as Gagné (ABBA)
اجرای ترانه مرغ سحر با صدای دو هنرمند هلندی

« من دلدادهی جاری بودنم... | صفحه اصلی | در شهریور ۱۳۶۷ چه گذشت؟ »
شاید دو سال پیش بود که از ناپدیدشدن یکی از دوستان فرانسویام به اسم "اودره" Audrey در پاکستان در وبلاگ قبلیام نوشتم. با Audrey توسط سانی دوست شدم و بار اول در نیمچه آپارتمان قشنگش در پاریس دیدمش. دوستی ما علیرغم فاصله همچنان تا به امروز ادامه پیدا کرده. Audrey علوم سياسي خونده. فارسي رو با لهجه ي افغاني و گاهي تاجيکي حرف مي زنه و خیلی دوست داره که "با هم بشینیم و گپ بزنیم". اخیرا برام ای-میلی فرستاده و گفته که در مسابقهی بزرگی که Paris-Match برای عکاسی و گزارش دانشجویان عکاس برگزار میکنه تونسته به مرحلهی فینال راه پیدا کنه به همراه ۲۰ فینالیست دیگه. مقاله اش رو که خوندم و عکسهاش رو دیدم، به فکرم رسید ترجمهی نوشتهاش رو اینجا بذارم.متن ادبی و به گونهای زيبا، وزين و مختصر نوشته شده که سعی کردم حالت ادبیاش رو در ترجمه رعایت کنم. تا چه حد موفق بودم، قضاوت با دوستانیست که فرانسه بلدند. اگر دوست دارید به Audrey رای بدید باید آدرس ای-میلتون رو وارد کنید و بعد عبارت "à la folie" رو علامت بزنید و رای بدهید. این هم عکسهای گرفته شده توسط Audrey از مراسم "بزکشی" در افغانستان. این هم عکاسهای فینالیستهای دیگه که میتونید اونها رو ببینید. خواندن مقالهی نوشته شده توسط عکاس خالی از لطف نیست...
" ۲۱ مارس روز جشن نوروز در افغانستان است. از ديرباز، به مناسبت فرارسيدن بهار و سال نو زرتشتی جشنی برگزار میشود. در مزار شريف، پايتخت شمال افغانستان، در هنگام نوروز جوش و خروشی برپاست: بهترين چاپندازها (سوارکاران) در "ميدان بزکش" دور هم جمع میشوند و هماورد میطلبند. اين ميدان، منطقهای پهناور در دامنهی سيلوی بسيار بزرگ شوروی سابق است. باد شديدی آکنده از گرد و غبار میوزد. در آن سوی دايرهی اسب سواران تماشاگر، میدانگاه اصلی مبارزه و نبرد سوارکاران تاتار را میيابيم: سوارکاریهای افسارگسيخته، تن به تن، اسبان برخاسته بر دو پا.
بزکشی نوعی مبارزه است با آدابی بس اندک و ناچيز.هرکس شيوهی خاص خود را دارد و خشونت
موجود در اين مبارزه، متاثر از سنت سوارکاری رزمی ساکنان استپ است. چاپندازها بر سر به دست آوردن لاشهی پرشده از شن گوساله ای که سر و دست و پايش بريده شده، با يکديگر رقابت میکنند. هدف اين بازي، قرار دادن لاشهی گوساله در دايرهای است که با آهک بر روی زمين علامت گذاری شده است. در ابتدا، در این رقابت به جای گوساله از بز استفاده میکردند اما از اين پس، به لاشهای سنگينتر حدود ۷۰ کيلوگرم برای اجرای اين مسابقه نياز است. اولين مرحلهی حريفطلبي، به دست آوردن لاشهی بز است، آنگاه جان سالم بدر بردن از نبرد تن به تن با دیگر سوارکاران و در آخر گريختن از چنگ رقيبانی که به دنبالت روانند.
و من سوار بر اسب به قلب اين نبرد و درگيری زدم تا چکیدهای از یک مبارزهی بیرحمانه، مهیج و مست کننده را با فاصله ای طبيعی به تصوير کشم: بزکشی بزرگ افغانستان. مرکب خود را از ميان بهترين اسبهای بزکشی طايفهای ازبک در "کفايت" برگزيدم: شبديز* به سیاهی شب، که به آسانی روی دوپایش بلند میشد و همیشه آمادهی گذشتن از آتش کارزار بود. یک ساعت طول کشید که سوار بر اسب به همراه ۶ سوارکار که در میانشان تعدادی چاپنداز بهنام هم بودند، به میدان بزکشی برسم.
در میدانگاه مبارزه از این پس، همچون سایهی رقیبی به شمار میآیم. اما کسی متوجه من نیست. سوارکارن سراپا مجذوب بازی شدهاند. سر تا پا پوشیده شده ام در پوششی سیاه که زن بودنم را از دید دیگران پنهان کرده، چه کسی در این هنگامه میتواند حدس بزند که من دختر جوان پاریسیای هستم؟ کسی اعتنایی به من "دختر جوان پاریسی" نمیکند پس ناچارم که همچون دیگران تسلیم ضربات "کمچین" (تازیانه) شوم و خود را به دست خشنترین ازدحام و شلوغی بسپارم. اما از خودبیخود و سرمست شدهام. در میان مردان و اسبان خونآلود لرزشی سراپای وجودم را فرا میگیرد. در کشوری که یاد گرفته بدون شکوهسردادن خونش ریخته شود، خون کمترین بها برای دستیابی به شکوه و افتخار است.
* نام اسب سياوش که قادر بود از ميان شعلههای آتش بگذرد. برگرفته از شاهنامهی فردوسی شاعر پارسی."
نظرها
عکسهای زیبایی بود. فکر کنم تازه فهمیدم چرا دلت برای فرانسه تنگ می شود نازی جان. گاهی حسرت می خورم برای نشستن بر صندلی کافه ای و گپ زدن با کسی که تنهایی هایم را از یاد ببرم . وقتی کسی باشد برای همزبانی غربت دیگر معنایی ندارد. بیزو گل من .
راحله | May 15, 2007 1:15 PM
درود بر تو ناز نازم
چشم آدرس را تبدیل به این منزل جدیدت میکنم
اینجام خیلی خوشگله
به سلامتی و دل خوش نازنینم.
فدای تو و بدرود.
شهلا | May 15, 2007 1:15 PM
خیلی اینجا خوشگل شده نازخاتون جان. طراحش کیه؟ من دیگه حسابی به فکر تغییر افتادم!
سایه | May 15, 2007 9:06 PM
اینجا خیلی شیک شده ها!
ناتالی | May 15, 2007 9:41 PM
سايه جون طراحش حميدرضای نازنین است که لوگوی وبلاگش اون پايين سمت چپ، انتهای وبلاگم است. همون پشت هيچستان:))
راستی عزيزم نظرت راجع به ترجمه چيه. يادمه تو هم فرانکوفون بودي، نه؟
نازخاتون | May 15, 2007 10:13 PM
من مدت ها است كه يواشكي بهت سر ميزنم!!!
نظرت را در مورد اخراجي ها كاملا قبول دارم.
در مورد عكس ها هم خيلي ممنون از اطلاع رساني ات.
افرا و پاييز | May 16, 2007 3:32 AM
مبارکه !!!!
اینجا چقدره خوشگله :)
بهار | May 16, 2007 5:14 AM
Akshaye khubi bood. Alan kojayid? Iran
Parvaneh | May 16, 2007 8:29 AM
سایت قشنگی داشتی
دوست شمال عکسهای مقبول گرفته بود.
بنده یگی ازاسب داران معروف مزارشریف هستم .که سهم خوبی دربزکشی داریم .دوستدارم که باعلاقه مندان بزکشی درارطباط باشم.
hamid | May 21, 2007 8:51 AM
بسم الله الرحمن الرحيم
سلام
خوبي خاتون عزيز ؟
ممنون به من سر زديد .
يه مقدار سرم شلوغ بود .
شرمندم كه نميتونستم بهتون سر بزنم .
باز هم تبريك ميگم كه دات كام شديد .
خيلي خوشحالم .
در پناه حق شاد باش و سلامت .
angoshtnama | May 27, 2007 3:29 AM
patrees.price@hotmail.com
hameed | May 5, 2009 12:24 AM
Do you recognize that it is high time to get the loan, which will help you.
TorresAlexis30 | July 13, 2010 9:04 AM