سرمیاد زمستون از سرزمین رویایی
ABBA-The Winner Takes It All Live 1980
Mireille Mathieu - Bravo Tu as Gagné (ABBA)
اجرای ترانه مرغ سحر با صدای دو هنرمند هلندی

« با دلم... | صفحه اصلی | تا آزادی پلیتکنیکیها »
آقايان که بارش سنگها بر سر یک "ضعیفه ی فاسد" گوش به فرمان شما هستند. زمانی که قانون نوشتيد که زن برده و گوش به فرمان شوهرش بايد باشد، چرا فکر نکرديد که در گوشهگوشهی ديارمان، مردانی هستند که تن زنانشان، محل کسب و کار و تامين سور و سات بساطشان است؟ که به زعم شما زن بدون اجازهی شوهر و رضایت او، اصلا وجود ندارد. که ضعیفه است و ناقص العقل و باید هر آن کند که شوهرش فرمان دهد. مهم نیست که مرد این جامعهی یخ زدهی پدرسالار افیونی باشد. یک کلام، او مرد است حالا هر ... که میخواهد باشد. او خداست بر روی زمین و هم اوست که می گوید چه بشود و چه بکنند. امر امر اوست و زنک باید بشنود و تسلیم شود. چه سرنوشت مادرانش نیز بدین گونه بوده است...
از سال ۱۳۶۲ تا ۱۳۷۴ که زن جوان ۲۲ ساله ای توسط شوهرش، تبديل به زن خسته ی تحقير شده ی ۳۴ سالهای شد، قوانينتان کجا بود؟ حمايتی که از قانون انتظار می رود، چه شد؟ در کوچه پس کوچههای تاريک آن شهر گم شد و کسی در فکر چهار کودک نبود که عادت کرده بودند به دیدن مردان غريبه ای که به همراه پدر, شبانه به خانهشان میآمدند و میرفتند. و در میان آن همه مشتری رنگارنگ، یکی نبود که لحظه ای به چشمان چهار کودک بیاندیشد. تنها لذت لحظه بود و بدن لعبت ۲۲ ساله ای که کامشان را پر کند از همان لذت گناهآلود. مرد خانه در انديشهی لمس اسکناس های مچاله شده در دستان عرق کردهی مردان بود که ساعتی بعد دود خواهد شد و به هوا خواهد رفت و زن ۲۲ ساله؟ در انديشهی چشمان دو دختر و دو پسرش بود که آنسو تر در اتاقی انتظارش را میکشيدند.
او گناهکار است چون از قوانين شما برخلاف ميل خودش و البته به فرمان مرد خود سرپيچی کرده. قانون شکن بوده و ناموس گهربارتان را با لکههای سياه، بد منظر نموده. بیهوده است به سراغ مردان کامجو، همان مشتریان منتخب مردش، بروید چرا که درکشان میکنید. خود از جنس آنهایید. آن مردان لطیف طبع، ظریف، حساس که با دیدن لعبتی از خود بیخود می شوند و این گناه آنان نیست, هست؟ البته که مقصر و گناهکار همانی ست که خود را عرضه میکند و حال آنان را دگرگون می سازد. سنگسارش کنيد تا اندکی دلتان خشنود شود که زدوديد لکه های سياه را. اما يادتان باشد لکههای سياه ديگری خواهيد کاشت در قلب چهار فرزند چشمبراه که ديدند، مرد خانه با روح مادرشان چه کرد!
وقتی قانونی وجود ندارد که به موقع دستگير مردمان باشد، در لحظههای نااميدی و فشار، مردمان مجبورند خود به داد خود رسند و چاره ای علم کنند. اما باز قانون است که از راه میرسد. لطیف و بخشنده با مردان داستان تبانی میکند و خشن, سخت گیر و سنگدل زنان را به بارش سنگ ها میسپارد...
در همين رابطه:
تن فروشي مادرم تنها راه نجات ما بود. از آسیه امینی عزیز
درخواست عفو رد شد؛ کبري در يک قدمي سنگسار. میدان زنان
شوهرم مرا وادار به تن فروشي مي کرد. ساقی لقایی
حکم سنگسار در ایران. مقاله ای از آزاده کیان
نظرها
اره عزیزم درد همه ما مشترک ! هرچند که از خواندن خیلی چیزها محرومیم مثل همین کتاب پرسپولیس که خیلی دوست دارم بخونمش ! راستی تولدم جمعه است 18 خرداد دوستان کمی زودتر به پیشوازش رفتن......ممنون گلم بابت تبریک
بی بی باران | June 6, 2007 11:23 AM
بیبی باران نازنين، همه چيز پيشواز رفتنش خوبه عزيزم! :)
نازخاتون | June 6, 2007 7:46 PM
خوشبختانه زمان به نفع ما است هرچند كه ثانيه ها ساعت وار پيش ميروند.
متاسفانه اين سنگسار شدن ها بهايي است كه مي پردازيم تا اينده را درست كنيم.
افرا و پاييز | June 7, 2007 12:08 AM
سلام نازخاتون عزیز
حامد هستم از بلاگ اینجا خیابان ملک است نمی دونم ونو یادتون هست یا نه ... چند روزی اومدم اصفهان و خوب خبر تایید حکم کبری رو هم داشتم ... فکر می کنی چند نفر اینجا می دونن که چه بر سر این زن داره میره ؟ باور کن به اندازه انگشتای دست هم کسی خبر نداره ... چند نفری هم که اطلاع دارن بعضی هاشون خیلی هم با حکم مشکلی ندارن ... گاهی فکر می کنم که چه بر سر ما رفته که تا این اندازه بی تفاوت شدیم ... متاسفم که اخبار سنگسار زنان ایران رو در کنار دستور به تن فروشی از طرف وزیر کشور این مملکت در کنار هم باید بشنویم و هیچ آبی از آب تکان نخورد ؟
چرا یک دختر ایرانی در خیابانی نمی ایستد و فریاد بزند که ما فاحشه نیستیم ؟
واقعا چرا ؟ طرح حجاب انجام شد و شهری مثه تهرانو به سادگی جمع کردن و خیابونا الان مثه اوایل دهه 70 همه با مقنعه بیرونن ... کی غیر از دخترای این مرز و بوم باید از حق شون دفاع کنه ؟
متاسفم فقط می تونم اینو بگم
حامد | June 7, 2007 12:53 AM
تورات کتاب تثنیه شماره 13 آیات 6 تا 10
تورات کتاب اعداد شماره 15 آیات 32 تا 35
انجیل یوحنی کتاب 8 آیه 1 تا 11تورات تثنیه 22، از 22 تا 27
تورات، کتاب لاویان 20، از 10 تا 14
آل عمران آیات 43 تا 45
در تورات سنگسار تنها برای زنا در نظر گرفته نشده است بلکه تورات در مورد کفر ورزیدن، دین دیگری را انتخاب کردن، به خدا فحش دادن، جادوگری کردن نیز دستور به سنگسار میدهد، همچنین آمده است که موسی شخصی را بخاطر توهین به خدا سنگسار کرد و کشت
سران قوم و فریسیان زنی را که در حال زنا گرفته بودند، کشان کشان به مقابل جمعیت آوردند، و به عیسی گفتند (استاد، ما این زن را به هنگام عمل زنا گرفته ایم. او مطابق قانون موسی باید کشته شود. ولی نظر شما چیست؟)
آنان میخواستند عیسی چیزی بگوید تا او را به دام بیاندازند و محکوم کنند. ولی عیسی سر را پایین انداخت و با انگشت بر روی زمین چیزهایی مینوشت. سران قوم با اصرار میخواستند که او جواب دهد. پس عیسی سر خود را بلند کرد و به ایشان فرمود:
(بسیار خوب؛ آنقدر بر او سنگ بیاندازید تا بمیرد، ولی سنگ اول را کسی به او بزند که خود تابحال گناهی نکرده است.) سپس دوباره سر را پایین انداخت و به نوشتن بر روی زمین ادامه داد. سران قوم از پیر گرفته تا جوان یک یک بیرون رفتند تا اینکه در مقابل جمعیت فقط عیسی ماند و آن زن. آنگاه عیسی بار دیگر سر را بلند کرد و به زن گفت: (آنانی که تو را گرفته بودند کجا رفتند؟ حتی یک نفر هم نماند که تو را محکوم کند؟) زن گفت (نه آقا! عیسی فرمود: من نیز تو را محکوم نمیکنم. برو و دیگر گناه نکن)
در قرآن کلمه سنگسار (رجم) با مفهوم سنگسار کردن انسانها دیده نمیشود و بطور مستقیم به سنگسار اشاره ای در قرآن نشده است، اما برخلاف آنچه اسلامگرایان امروزه مبنی بر تحریف شدن تورات و انجیل میگویند، قرآن خود را در واقع تصدیق کننده کتب قبلی و ادامه راه آنها میداند
سلام دوست فمنیست مهربان من
نوشته های بالا رو اصلا حمل بر این نکنید که من با حکم سنگسار موافقم
من به شدت با این حکم مخالم زیرا که اگر نبودم اکنون می بایستی جان دوست داشتنیم را بارها و بارها در طبخ اخلاص گذاشته و به "آقایان" نوشته شما بخاطر انواع و اقسام گناهانی که مرتکب شدم و در قانون مستلزم سنگسار است هبه میکردم(خجالت)
متن بالا رو از این منظر نوشتم که در تمام ادیان الهی سنگسار وجود داره و تازه در اثر مرور زمان تعدیل هم شده!
سنگسارو هر حکمی رو که به مرگ منتهی میشه رو بد می دونم چون اصلا نمیتونم تصور کنم کسی عزیزی رو به هر دلیل از دست بده!
اما
واقعا نمیدونم با مردی(زنی) که با وجود داشتن همسر و فرزند کاری انجام میده که یک و یا دو زندگی رو متلاشی میکنه چیکار باید کرد!
یا با مردی که به زور وارد خونه زن تنهایی که شوهرش برای ماموریت به شهر دیگه ایی رفته میشه و جلوی چشم کودک خردسالش به زن بیچاره تجاوز میکنه چه باید کرد!!؟ (این داستان نبود واقعیت بود )
کم نیستند کودکانی که با متلاشی شده بنیان خانواده آینده و زندگیشون بر باد رفت
به شخصه وجود قانون رو برای چنین اشخاصی ضروری میدونم !
پستت در مورد صدام همیشه در ذهنم بود اما هیچ وقت نتونستم خوشحالی ته دلم رو از پایان زندگیش از خودم پنهان کنم!
به نظر شما با مردی که به همسرش چنین کرد چه باید کرد؟!!؟
با آن مردان غريبه چه باید کرد؟!!؟
بگذریم!
راستی فمنیست رو برای این گفتم که در همون قانون که از سنگسار ضعیفه گفته میشه از سنگسار مرد هم گفته میشه که در نوشتار شما گفته نشد!
حرف خیلی زیادتر از اینها بود که نوشتم اما وقت تنگم!!!
الله حافظ دوست مهربانم
ای کاش نگاه تو رو همه داشتند!
امیر | June 7, 2007 1:50 AM
kheili matalebe jalebi bud dastetun dard nakone az babate messege hayi ke baram mifrestid.khaste nabashid.
niloofar | June 7, 2007 3:44 AM
هفته قبل یکی از روزنامه ها تیتر زده بود که فاجعه در پایتخت : فروش فرزند برای اجاره خانه...از انجا که خودم درگیر این مسئله بودم با شگفتی و تاثر این را برای همکارم گفتم اما تعجبی نکرد و گفت می شناسم زنی را که به اصرار شوهر برای تهیه مخارج خانه و اجاره و ... تن فروشی می کند.خبر تو تعجب بر انگیز نیست.
reza abedian | June 7, 2007 7:14 AM
نمیدونم چه بر سر این ملت اومده که دیگه از هیچی تعجب نمیکنن. نگران هیچی نمیشن جز نون شبشون. توی اصفهان بین قدیمی ها یه نفرین هست که میگه: "خدایا، طرف رو به خودش مشغول کن" یا یه چیزی تو این مایه (دقیقش رو نمیدونم). حالا این نفرین تمام و کمال گریبان این ملت رو گرفته.
ناز خاتون جانف ممنون بابت تمام لطفی که به من داشتی و اون کامنت رو نوشتی. نمیدونی خوندن این کامنت ها چقدر آرومم کرد. مرسی.
MED | June 7, 2007 8:20 AM
chera har bahsi mishe yeki miyad hey az ghoran tayidiye ya takzibiye miyare? key ma khalas mishim az in meyar ke be kherad kari nadare
Parvaneh | June 7, 2007 10:08 AM
نازخاتون جان دلم از این همه درد به درد می آید .
شهربانو | June 7, 2007 12:40 PM
سلام نازی جان
ببخشید بیربط مینویسم. امروز خبردار شدم دوستم عباس حکیمزاده هم از دانشجویان پلیتکنیک بازداشت شدهاست. در یک حرکت جمعی تصمیم گرفتیم تا زمان آزادی دانشجویان در بند پلیتکنیک، اسم وبلاگهایمان را به "تا آزادی پلیتکنیکیها" تغییر دهیم. اگر موافقی به ما بپیوند.
موفق باشی.
مهرداد بزرگ | June 7, 2007 12:44 PM
سلام نازخاتون جان . درکت می کنم . خودم وقتی اخبار مربوط به این خانم رو می خونم دیوونه می شم . وقتی می بینم هر روز سر کسی با بی عدالتی بالای دار می ره و هیچ کس فریاد رس نیست به تنگ میام . دندانهامو به هم می فشارم و غضبم رو فرو می خورم . کاش از دستمون کاری برمیومد . از ضعف و حقارت خودم بیزارم . از همه اونهایی که می تونن کاری بکنن و نمی کنن . از همه اونهایی که به بهانه قرآن و اسلام و قانون جان بی گناه انسانها رو می گیرن و شب آسوده سر روی بالش میذارن . از اینکه رنج و درد مردم کشورم تمومی نداره ! از پیر شدن کبرا رحمانپور و دلارا دارابی و فاطمه حقیقت پژوه پشت میله های بی گناهی و بی قانونی . از فکر کردن به جنازه 16ساله عاطفه سهاله بر سر دار . از فکر کردن به 13 سال اسیری که افسانه در زندان بندر عباس کشید ... یعنی دوباره خورشید طلوع می کنه ؟ :(
مژده | June 7, 2007 3:45 PM
نمی دونم چرا کامنتهام سه بار اومده ؟ لطف کنی پاکشون کنی ممنون می شم !
مژده | June 7, 2007 3:47 PM
*سلام حامد نازنين. چقدر از ديدن دوبارهی کامنتت ( نمی تونم بگم از ديدن خودت:) خوشحال شدم که دوباره هستی و مینويسی. خيلی وقت بود به طور مرتب نمینوشتی و من فکر کردم ديگه هيچ وقت نخواهی نوشت. ولی به امید برگشتنت، لینکت رو نگه داشتم. برگشتنت پربار باد عزيز دل! در مورد اخبار و بیاطلاعی مردم، مخصوصا در اصفهان میدونم چی میگی. اين که چيزی نيست من چند سال پيش که اومدم اونجا، دانشجوهای اون مملکت در شهر گنبدهای فيروزه ای شيرين عبادی و جايزهی نوبل و اين چيزها را نه میشناختند و نه میدونستند. ولی اسم يک يک هنرمندان! لسآنجلسی رو بلد بودند و اين که فلان هنرپيشه چه عطری می زنه و شوهر چندمش رو کرده و فلانی معشوقهی جديدش کيه... کاملا درست می گی. جز خودمون کس ديگهای که نمیتونه از حقمون دفاع کنه. چی بگم جز اينکه اميدوارم يه روزی دست به دست هم بديم و اين تغييرات رو از خودمون شروع کنيم. از خودمون و نزديکانمان.
ياد سرود يار دبستانی افتادم: "دست من و تو بايد اين پردهها رو پاره کنه/ جز من و تو کی میتونه درد ما رو چاره کنه؟"... یه بار دیگه گوش بديم: http://www.geocities.com/ramin967/Flash/Yar_e_dabestani.html
** حامد جان نوشتهی بلاگت عالی بود. از دل بود و بر دل نشست دوست قديمی!
نازخاتون | June 7, 2007 5:46 PM
*اميرجانم سلام. چون از قرآن و ديگر کتب نوشته بودي، گفتم قسمتی از مقاله ی آزاده کيان رو که لينکش رو گذاشتم اين جا بيارم در تاييد حرفت. فکر کنم در ايران نتونی از سد فيلترينگ بگذری و اين مقاله رو بخونی. و اما قسمتی از مقاله:
"آیا حکم سنگسار در قرآن آمده است؟
در قرآن آیاتی چند در نکوهش و زشتی زنا آمده است بی آنکه مجازات مرگ از طریق سنگسار برای تنبیه زناکار توصیه شده باشد. در سوره ی نساء آمده است:
"از زنان شما آنهایی که مرتکب زنا می شوند، برای زنا کردن آنها چهار شاهد مرد بگيريد. اگر چهار مرد به زنای آنها شهادت دادند، آنها را در خانه ها حبس کنيد تا مرگشان برسد و عمر آنها تمام شود، يا خداوند تعالی برای آنها طريقی پديد آورد."(۱۳)
حتا به بخشیدن افراد زنا کار تحت شرایط خاصی نیز اشاره شده است:
" هرگاه از شما مسلمين دو نفر مرتکب عمل قبيحی شد، بعد از ثبوت آنها را اذيت و عذاب کنيد؛ اما اگر توبه کردند و عمل صالح انجام دهند، شما هم از آنها اعراض کرده، ديگر آنها را اذيت و آزار نکنيد. در حقيقت خداوند تعالی دوست دارد بندگانش را ببخشد و او به مخلوقات رحم کننده است."(۱۴)
[توضيح مترجم: در قرآن چاپ انتشارات اقبال، ترجمه ی فارسی حاج عبدالمجيد صادق نوبري، سال ۱۳۷۴، این آیه در مورد عمل لواط آمده است: " هرگاه از شما مسلمین دو نفر از طایفه ی ذکور به عمل قبیح لواط مبادرت کنند، بعد از ثبوت لواط آنها را اذیت و عذاب کنید. اگر قبل از ثبوت لواط توبه کرده عمل صالح انجام دهند، شما هم از آنها اعراض کرده، دیگر آنها را اذیت و آزار نکنید. در حقیقت خداوند تعالی توبه را قبول کرده، بمخلوقات رحم کننده است."]
در سوره ی بیست و چهارم قرآن -نور- حکم مندرج در سوره ی نساء تغيير می کند و احکام ديگری برای مجازات زناکاران مقرر می شود:
" به زن و مرد زناکار، به هر يک صد ضربه تازيانه بزنيد. ای متوليان و روسای دين اسلام در اجرای احکام الهی درباره ی زن و مرد، رحم و شفقت شما را نگيرد که به آنها رحم و دلسوزی کرده حد الهی را جاری نسازيد؛ ... در موقع حد زدن واجبست که طايفه ای از مومنين حاضر شده و در حضور آنها حد زده شود. خاطيان بيشتر شرمسار و ذليل و خجل شده و سايرين نيز عبرت بردار شوند." (۱۵)
به منظور جلوگيری از شهادت دروغين و تهمت و افترا زدن به يکديگر، در قرآن برای کسانی که به دروغ به ديگران تهمت می زنند و نسبت ناروا می دهند، مجازات های سنگينی در نظر گرفته شده است:
" اشخاصيکه به زنان عفيفه و صالحه نسبت زنا دهند، اگر چهار نفر شاهد از برای اثبات نسبتی که می دهند نياورند، آنوقت به اين اشخاص ۸۰ ضربه تازيانه بزنيد، و بعد از آنکه حد زديد ديگر شهادت آن ها را تا عمر دارند قبول نکنيد. چه به سبب نسبت ناروا بزنان صالحه البته فاسقند." (۱۶)
اثبات نسبت زنا به ديگران که در قرآن به آن اشاره شده است يعنی ادای شهادت ۴ نفر شاهد، امری بسيار دشوار و حتا ناشدنی ست. علاوه بر اين، بر اساس قوانين حقوقی اسلامي، چهار شاهد می بايست از عمل دخول اطمينان پيدا کنند و این کار تنها با رد کردن نخی بين بدن دو زناکار در هنگام عمل زنا ممکن است. عمل زنا تنها در صورتی اثبات می شود که نخ به مانعی برخورد کند.
با اين همه، مجازات سنگسار بر اساس احاديث منسوب به پيامبر تدوين گرديده و اجرا می شود. اما همان طور که آيت الله جناتی مدرس اصلاح طلب حوزه ی علميه ی قم می گويد، بيش از پنجاه هزار حديث غير موثق وجود دارد که بيشتر آن ها برضد زنان و منافع آنان می باشد."
نازخاتون | June 7, 2007 6:17 PM
و اما درود بر شما اخوی يک خانم فمينيست:)
امير جان کلمهی "آقايان" خطاب به مجريان و وضعکنندگان و تاييد کنندگان اين قوانين بود. خودت تا حالا بايد بدونی که من به هيچوجه ضد مرد نيستم. تا جايی هم که بتونم و در توانم باسه، برای حق ضايع شده چه مرد و چه زن تلاش می کنم . اولين فيلم و آخرين فيلم سنگساری که ديدم، مربوط به سنگسار دو مرد بود که آتش به جان و زندگيم زد تا يک هفته حالم دگرگون بود. اما قبول کن که قانون مردسالار با مردان مهربانتر و با گذشتتر برخورد میکنه تا زنان. گاهی چشم بر خطاهای مردان میبندد و به کرات اين رو ديديم. حتا اگر نگاهی به دور و برمون بياندازيم، در و همسايه و دوست و آشنا هم، این حالت رو می بینیم. مردی که خیانت کند، "خب مرده! نمیتونه جلوی لامصبش رو بگیره" اما وای به روزی که زنی خیانت کنه: "هرزه و فاسد و باید ریشهاش رو کند"! نوشتهام برای کبری بود و شاید به همین دلیل از مردی حرفی نزدم. من هم مخالفم چه در مورد زنان و چه در مورد مردان. . مخالف این حکم وحشیانه و قبیح که از دینی به دین دیگر به ارث رسیده. البته از دین نیامده، پشتس به فرهنگ دیرپای مردسالار گرم است امیر جان!
نازخاتون | June 7, 2007 6:30 PM
*نیلوفر عزیزم سلام. از آنجایی که من ۵ تا دوست دارم که اسمشون نیلوفره، کاش یه ای-میل برام میذاشتی که بدونم کدومشونی عزیزم:)
** رضا عابديان عزيز خيلی تلخه. خيلی تلخه بیتفاوتی...
***MED جان مامان من هم هميشه همين دعا رو در حق آدم های نامهربان میکنند. مخصوصا ز نوع نصفجهانی:) تو حالت خوب باشه، ما هم خوبيم دوست گلم!
****پروانهی گلم از اتفاق بد نيست که اين بحثها بشه. تقدسزدايی باعث میشه آدم بيشتر به فکر فرو بره و دربارهی مطلبی انديشه کنه عزيزم...
***** شهربانو جان همدرد و هم احساسيم نازنين.
****** مژده جانم بايد طلوع کنه فقط اميدوارم من پيرزن بیدندونی نباشم اون موقع:)
نازخاتون | June 7, 2007 6:40 PM
مهرداد جان بلد نيستم اسم وبلاگ رو عوض کنم ولی تا هر وقت که به روز می شم تيتر نوشته ام رو می ذارم "تا آزادی پلیتکنیکیها". به اميد آزادی دانشجويان!
نازخاتون | June 7, 2007 6:43 PM
سلام متاسفانه همين مردان كه سنگ بدست مي گيرند هم نوعانشان سالها پيش بر اين زن چشم بسته و تنها در پي تخليه عقده هاي جنسي خود بوده اند
نسيما | June 9, 2007 11:35 PM
سلام ناز خاتون عزيز
ديروز در گوشي يکي از دوستانم فيلمي را ديدم از دختري که در يکي از کشورهاي عربي سنگسار ميشد، البته سنگسار که چه عرض کنم، دخترک کشان کشان روي زمين خودش را مي کشيد و جماعت آقايان با مشت و لگد و سنگ و بلوک ( بلوک را که ميدانيد چيست؟ از اين آجرهاي بزرگ مخلوط سيمان و سنگ.)به جانش افتاده بودند، بلوک آخر کار را تمام کرد، پائين تنه اين خانم را با يک چادر پوشانده بودند، و هر بار که در اثر ضربات آقايان اين چادر کنار مي رفت به طرفه العيني توسط يکي دوباره پوشانده ميشد.حالم بد است ناز خاتون از اين همه وحشي گري، فکر مي کنم چقدر مي شود وحشي بود، نمي دانم گناهي هست، ( با هر عقيده و مسلکي و در هر کجاي دنيا) که مجازاتش اين باشد.
نمي دانم، نمي دانم
باقي بقايت
عليرضا | June 10, 2007 10:20 PM
ممنون از مطالب وبلاگ شما
مطالب مربوط به حکومت دیکتاتوری اسلامی و حقوق بشر را در شوق رهایی مطالعه بفرمایید.
[گل]
ایرج شهبازی دستجرده | June 13, 2007 6:22 AM
سلام
چييييييييييييي بگگگگگگگگگگگگگگگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
با همه اين حرفا باز اون حوريه آخرين نفري بود كه ميتونست پاسدار شرافتش باشه... ميتونست به خدا خيلي خانما هستن با شرايط بدتر از اين 4تا بچه رو به سر منزل كمال رسوندن. خيلي. يكيش مادر دكتر ... استاد دانشگاه ...
يادت باشه. اخرين نفر خود اونه كه ميتونه حامي شرافت خودش باشه. يا حرف خدا و قولي رو كه داده قبول داريم يا نداريم. اگه قبول داريم كه فبها اگرم نه باز زناي زيادي توو جاهاي مختلف دنيا نشون دادن كه شرافت رو به هيچ چيزي نميشه عوض كرد چه برسه به شكم.
شخص ثالث | June 14, 2007 12:59 AM
persian fucker
m
farsgotonsikan | July 12, 2007 5:12 PM
سلام نازی جون من اولین باری که به اینجا اومدم عالیه مرسی .
مونا کریمی | December 4, 2008 5:21 AM
That's known that cash can make us autonomous. But what to do when somebody does not have cash? The only one way is to try to get the personal loans or just credit loan.
Lakisha34Horn | July 2, 2010 10:29 PM