« September 2007 |
Main
| November 2007 »
برای صلح و اعتراض به جنگی ديگر...
چهارشنبه ۲ آبان ۱۳۸۶
۱- What? : Do Something Huge! ۲- When? : Saturday, October 27 ۳- How?: Make Peace Powerful! ۴-Come Out, Raise your Voice... ۵- Join Us ۶- Tell Your Friends ۷- Find A City Near You ۸- Bring Your Family, Your Neibors... ۹- United for Justice & Peace ۱۰- March For...
+ ادامه
"آبرو و همه هستي ما فداي اين آزادي باد."
دوشنبه ۳۰ مهر ۱۳۸۶
با خواندن نامهی سرگشاده (بخوانيد تظلم نامهی عمادالدين باقی) ياد جواب نامهی مستر پرزيدنت به يک مادر آمریکایی افتادم در سايت شخصی ايشان... امتحان کلاس "Oral Communication" که شنبهی پیش برگزار شد، بهانهای شد برای شناختن ابعاد جدیدی از رییسجمهور فعلی ایران. موضوع سخنرانی من اول ایران بود و بعد...
+ ادامه
اسم کتاب "بابا قلدر " بود و جلدش نارنجی...
سه شنبه ۲۴ مهر ۱۳۸۶
جلد کتاب نارنجی بود. کاملا به یاد دارم. باور کنید نارنجی نارنجی. عکس مردک خپل، طاس، شکمگنده، و صد البته با کراوات گل و گشاد که بر روی صندلی نشسته بود، خاطرم هست. شاید هم ایستاده بود. شاید داشت عربده میکشید. شاید داشت از درد به خود میپیچید. اسم کتاب...
+ ادامه
آن سالهای مدرسه...
پنجشنبه ۱۹ مهر ۱۳۸۶
امروز اولين تکليف دانشگاهيم (Assignment) رو تحويل دادم. دو روز نشستم و خوندم و نوشتم و امروز با هلنا دوست آمريکاييم تو کتابخونه قرار داشتم که يک نگاهی به ۵ صفحهای که نوشتم بندازه و تصحيحش کنه. بعد امروز که توی کلاس تکليفم رو گذاشتم لای يک پوشهی سرخابی رنگ...
+ ادامه
اين مکان مقدس کتابخانه :)
چهارشنبه ۱۱ مهر ۱۳۸۶
*نه خدا رو خوش مياد نه پيغمبرانش و نه فرستادگانش و نه بندگانش رو که دو تا جوون دسته گل تو کتابخونه روبروی تو بشينند و زمانی که تو مشغول تو سر خودت زدن هستی و داری کتاب "سهم من" پرينوش صنيعی رو تجزيه تحليل و نقد میکنی که برای...
+ ادامه