سرمیاد زمستون از سرزمین رویایی
ABBA-The Winner Takes It All Live 1980
Mireille Mathieu - Bravo Tu as Gagné (ABBA)
اجرای ترانه مرغ سحر با صدای دو هنرمند هلندی

« ياران دبستانی ما... | صفحه اصلی | شش گانه »
روی دیوار راهروی مدرسه هر روز پوستری به چشمم میخوره در مورد گروه "لزبینها" و "گی" های مدرسه و دعوت به گفتگو و شرکت در جلسات. در جامعهی مذهبی اینجا "گی"ها و " لزبینها" هرچند به نسبت اروپا تحت فشار هستند ولی کسی اون ها رو اعدام نمیکنه. امشب که این خبر رو خوندم با خودم فکر کردم ماکان از شاگردان من در هنگام ارتکاب این "جرم" ( که بعدا تکذیبش کرده) چند سالی کوچکتر بوده. دارم فکر میکنم شاید به خاطر بیارم که ۱۳ سالگی چه حس و حالی داره. تکلیفت هنوز روشن نیست . گیر کردی بین کودکی و نوجوانی و جوانی. یه جوری پا در هوا!
کسانی که هر انتقادی به خرافات و قوانین غیر انسانی هر نوع ایدئولوژی را "دین ستیزی" می دانند، لطفا خبر دردناک زیر را بخوانند. ماکان اگر سه قدم آن طرف تر به دنیا آمده بود، حالا مثل من و شما داشت نفس میکشید...
"از وبلاگ آسيه:
نظرها
شکی در این نیست که اعدام یک نوجوان کاری غیر انسانی است اما نمیفهمم شما چه گونه روابط همجنسگراها راکه بارضایت دو طرف انجام میگردد با تجاوز یکی میدانید ماکان اگر سه قدم انطرف تر هم بدنیا میامد و اگر به یک نوجوان تجاوز میکرداعدام نمیشد ولی الان در زندان نفس میکشید لطفا به این سوال من جواب دهید که اگر به برادر 13 ساله شما تجاوز میشد بازهم همین نظر را داشتید
ravi | December 13, 2007 8:30 AM
وقتي نميدونبم واقعيت چيه چه بايد بكنيم. كسي مثل ماكان كه مرتكب اين كار شده احتمالا ادم سالمي نبوده پاك كردن صورت مسئله مشكلي رو حل نميكنه بهتر نبود دنبال علت اين عمل ميگشتند؟
ياسمن(چند قدم نزديک تر به خدا) | December 15, 2007 2:49 AM
و سالها مي گذرد و ما مي فهميم چقدر اين جرمها پوچ بوده و دو روز بعد همه چيز از يادمان مي رود اين كه چرا كشته شد؟ و باز هم ادمان مي رود كه چه كسي او را كشت و سالها بعد بي آن كه يادمان بماند چه كسي او را كشت به ياري هماني مي رويم كه او را كشته و در پوست بره ذهن ما را قلقلك مي دهد
سارا | December 15, 2007 4:13 AM
و سالها مي گذرد و ما مي فهميم چقدر اين جرمها پوچ بوده و دو روز بعد همه چيز از يادمان مي رود اين كه چرا كشته شد؟ و باز هم ادمان مي رود كه چه كسي او را كشت و سالها بعد بي آن كه يادمان بماند چه كسي او را كشت به ياري هماني مي رويم كه او را كشته و در پوست بره ذهن ما را قلقلك مي دهد
سارا | December 15, 2007 4:14 AM
سلام
جدیدا خبری از ایران به من رسید که تاییدش رو از یکی از وب لاگ ها دیدم و اون هم حکم زنای ایستاده است . یعنی اگر زنی با مردی دست بدهد مثل زنا می مونه
بدون شرح
کامبد | December 16, 2007 5:14 AM
فقط مي تونم بگم وحشتناكه.
افرا و پاييز | December 20, 2007 7:39 AM
وقتي يه مشت ابله نظر بدن كه كسي زنده بمونه يا نمونه بهتر از اين نميشه
پرهام | December 22, 2007 8:46 PM
ببخشید ربطی به پستت نداره: دلم تنگ شده بود :)
ناتالی | December 25, 2007 2:50 AM
سلام خاتون مهربون
خیلی وقت بود که سعادت امدن به اینجا نصیبم نمیشد
خیلی خوشحالم که شما رو همچنان فعال و پرنشاط در نوشتن میبینم
دلم برای شما و نوشته هاتون تنگیده بود!
راستش دلم برای یه پست متفاوت لک زده !
یه پست که توش از "بازداشت" و "مرگ" حرفی به میون نیاد!البته خدایی نکرده فکر نکنید از واقعیت فراریم نه!(ما که خودمون از کتک خوردگان کوی دانشگاه و ....هستیم!)
هر چه میخاهد دل تنگت بپست اما یه پست هم واسه خاطر دل ما!
بگذریم!
امیدوارم در کنار همسر گرامی زندگی خوش و خرمی داشته باشید!
الله حافظ!
امیر | December 25, 2007 3:19 AM
سلام ناز خاتون جان. شما هم وبلاگت پينگ نميشه نه؟ بار همين من اين همه وقت ازت بي خبر بودم.
فقط اومدم بگم براي پينگ كردن ميتوني از آدرس زير استفاده كني. براي من و خيلي ها كار ميده. لينكش توي وبلاگم توي بخش لينكهاي روزانه هم هست.
http://ping.1irani.com/
MED | December 29, 2007 3:20 PM
نمیدونم چی بگم فقط میشه بگی که یه نفری باید بیاد این مملکت رو نجات بده...
محمد تهرانی | December 31, 2007 7:00 AM
مي بينم كه بعد از عمر بازم وبلاگ نويسي رو شروع كردي.. من كه دلم برت تنگ شده بود.. تو چي؟؟؟ در مورد پستي كه نوشته بودي... واقعا بايد بگيم مهدي جان بيـــــــــــــــــــا...لعنت به اين آدم هاي مسلمون نما... لعنت... الان فقط حس فحش دادن دارم... ببخشيد كه جملاتم نمياد!!!! شاد باشي... باي باي
ABZ | January 5, 2008 1:25 AM
چرا چیزی نمینویسی؟؟ مردم بسکه اومدم اینجا!!!
آزاده | January 5, 2008 7:41 AM
این واقعا وحشتناکه . نمیتونم بهش فکر کنم تنم میلرزه . اعدام به خاطر اشتباه در 13 سالگی ! کداممون در نو جوانی اشتباه نکردیم؟
اسکارلت | January 8, 2008 11:38 AM
سلام مجدد نازخاتون مهربان
تا کی ملت باید بیان اینجا و خبری از صاحبخونه نباشه !؟
از صمیم قلب آرزو میکنم مشکلی براتون پیش نیومده باشه
حالا که شما پستی نمینویسی بنده به خودم جسارت میدم و یه پست کامنتی مینویسم :
پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید. عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند.
پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: "باید ازت عکسبرداری بشه تا جائی از بدنت آسیب و شکستگی ندیده باشه"
پیرمرد غمگین شد، گفت عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست.
پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند.
زنم در خانه سالمندان است. هر صبح آنجا می روم و صبحانه را با او می خورم. نمی خواهم دیر شود!
پرستاری به او گفت: خودمان به او خبر می دهیم.
پیرمرد با اندوه گفت: خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد. چیزی را متوجه نخواهد شد! حتی مرا هم نمی شناسد!
پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می روید؟
پیرمرد با صدایی گرفته ، به آرامی گفت: اما من که می دانم او چه کسی است...!
الله حافظ!
امیر | January 10, 2008 1:52 AM
چرا نمينوسيي ديونه شدم انقدر اين پستتو خوندم!داستان بالا هخم كه دوست خوبمون نوشته بود خيلي زيبا بود.
ياسمن(چند قدم نزديک تر به خدا) | January 11, 2008 5:46 AM
besmella
burp | January 18, 2008 5:02 AM
سلام
صرف نظر از همهْ اين بحثها آيا اگر مفعول فرزند يا يكي از نزديكان شما هم بود هنوز نظرتان همين بود كه اعلام كرده ايد؟
ف | January 20, 2008 2:40 AM
سلام
صرف نظر از همهْ اين بحثها آيا اگر مفعول فرزند يا يكي از نزديكان شما هم بود هنوز نظرتان همين بود كه اعلام كرده ايد؟
ف | January 20, 2008 2:41 AM
كاري با هيچ منطق و استدلال و قانون و منشي ندارم، اما هر طور كه باشد نميتوانم اين را در ذهنم تحليل كنم. حالا اصلا بر فرض اينكه جرم اما يك بچه 13 ساله....!
Mehdi | February 6, 2008 4:35 AM