« March 2008 |
Main
| May 2008 »
پتريسيا
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷
فيليپ پسر خوشرويیست. چشمانش آبی. موهايش شايد بور يا بور خرمايی. درسخوان است. مودب و مهربان. دوستداشتنیست در يک کلام... پاتريشيا را پتریسیا مینامم. زيباست در چشم من، مثل تمام دخترکان کلاس. اما اگر ببينيدش، چشمانتان را ريز میکنيد، قدمی به عقب برمیداريد، لبانتان را غنچه میکنيد، چينی به بينی...
+ ادامه
اخبار وارده
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷
*اولین خبر خشک کنندهی روز: خبر را که از راديو شنيدم، از تعجب خشکم زد: از این پس، رانندگان خاطی مخصوصا کسانی که سرعت بالا و غيرقانونی دارند، محکوم به تحمل ۶۰-۷۰ تا ضربهی شلاق خواهند شد. به گفتهی رييس راهنمايی و رانندگي، اين حکم بر اساس احکام اسلاميست... در...
+ ادامه
و این عکسهای کاغذی محبوب
جمعه ۳۰ فروردین ۱۳۸۷
و این عکسهای ماندگار چه قدرت شگرفی دارند در بردنت به دنیایی که پشت سر گذاشته ای. .. یافتن دفترچهی تلفن قديمي بهانهای شد تا پاکتهای تلمبار شدهی عکسهای قديمی را دوباره پیدا کنم. آنجا در پشت ردیف جعبههای کفش در کمد پاگرد. خندهی بیخیال خودم در یکی از آن...
+ ادامه
دوشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۸۷
* بسيار غمگين و گرفته بود. همسرش یکراست او را از فرودگاه به منزل میزبان مشترکمان آورده بود. مشتاق اخبار بودم و حس و حالی که با خود از ايران به همراه داشت. پرسیدم از ایران چه خبر؟ گفت بار اول خیلی خوش گذشت. همان چند سال پیش. گفت حالا...
+ ادامه
چهارشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۸۷
اين به روز شدن برای وبلاگ فرانسوی ام است. با عرض پوزش فراوان......
+ ادامه