French weblog

روزمره‌ها

.....................

دوشنبه ۷ تیر ۱۳۸۹

...................

نظرها (4) | ۱۸:۱۸

آرشيو

لينک‌های روزانه

سرمیاد زمستون از سرزمین رویایی

افشین مقدم- میترسم

قدغن -شهريار قنبري

بردی از یادم: دلکش و ویگن

ABBA-The Winner Takes It All Live 1980

Mireille Mathieu - Bravo Tu as Gagné (ABBA)

اجرای ترانه مرغ سحر با صدای دو هنرمند هلندی


آرشيو + RSS

تماس

nazkhatoun25 [at] yahoo [dot] com

سايت‌ها

مدرسه ی فمینیستی
زنستان
ميدان زنان
تغيير برای برابری
کانون زنان ايرانی
کتابخانه زنان
ماهنامه​ی زنان
هفتان
روز آن​لاين
ايران امروز

وبلاگ‌ها

آرشيو

June 2010
May 2010
April 2010
March 2010
February 2010
January 2010
December 2009
November 2009
October 2009
September 2009
August 2009
July 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007

پشتيبانی

RSS + Atom
Movable Type 3.35


« "مهر تو چون شد پیشه​ام" | صفحه اصلی | آقای کوک و گيتارش »

کنسرت شجريان در "ال ای"

پنجشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۷

برای اولين بار در عمرم رفتم به کنسرت شجريان. ناگفتنی​ست لذت شنيدن "سرو چمان من چرا/ سرو چمان من چرا/ ميل سفر نمی​کند..." مطابق معمول استقبال خوبی هم از کنسرت شده بود. اما در کنار لذت شنيدن "سرو چمان" و "مرغ و سحر" و حالت خوبی که موقع شنيدن "مرغ سحر " به من دست مي​دهد، صحنه​هايی ديدم و چيزهايی شنيدم که به شدت نسبت به خيلی​ها احساس نااميدی کردم. من شخصا دلگیرم از این بابت که بیشتر ایرانی​ها هنوز احترام به حقوق دیگران گذاشتن را یاد نگرفته اند و نمی دانند که رفتن به یک مکان عمومی ادب و آدابی ویژه دارد. زندگی در خارج از ایران، زدن کراوات، پوشیدن لباس شب آنچنانی، انگشتر الماس و سنجاق کراوات دردی را دوا نمی کند در مورد عده ای از ما. نکته​ی مثبت اما اين بود که به نظرم نسل جوان و جوانتر ما خوشبختانه با سرعت و به شدت از نسل قديمی​ها فاصله می گيرد در ادب و رفتار. و اين دلگرم کننده است.

حالا در نظر بگيريد برويد کنسرت شجريان و

* عده ای رنگ بگيرند و بشکن بزنند و نوچ نوچ کنند همزمان که هنرمند در حال اجرای آواز است. يعنی خدا نکند که دف​زن يا تمبک زن شروع به نواختن سازش کند.
* عده ای پچ پچ کردن يادشان بيافتد که دقيقا در همان زمان، ماجراهای خاله صغری و عمو سيف الله را برای بغل دستی تعريف کنند و شما را که در رديف جلو نشسته ايد از اين ماجراها بی​نصيب نگذارند.
* مودبانه انگشتت را بگذاری روی بينی مبارک و بهشون نگاه کنی. دو دقيقه ساکت می شوند و بعد دوباره روز از نو و روزی از نو. يکی نبود بگوید مگر بيکاريد ۵۵ دلار بی​زبان بدهيد و بياييد اينجا با سختی با هم پچ پچ کنيد. کافه يا رستوران هم دنج​تر است و هم مناسب​تر از نظر قيمت.

* از همه مهمتر که داد من را در آورد و کلافه ام کرد، شکستن تخمه​ی کدو در طول کنسرت بود. آقا و خانم بسيار شيک و بالای ۶۰ سال در زمان انتراکت در حال گپ زدن و نوشيدن آب بودند و فرصت تخمه شکنی نبود. آقا در سئانس اول عده ای را بيچاره کرد و خانم در سئانس بدی نمودند ما را. از دست خودم هم عصبانيم که مستقيم به ايشان اعتراضی نکردم.

* عده ای هم که فقط منازل خود را پاک و منزه نگه می دارند و به روی مبارک نمی آورند که اين همه ليوان يک بار مصرف و تخمه کدو و پسته​ی تعارفی دوستان، به اينجانبان تعلق دارد و بايد دست نازنينشان زحمت بکشد و آشغالها را در سطل آشغال بريزد نه بر کف زمين و لابلای صندلی ها.

با همه ی اين حرص در آمدن ها باورم بر اين است که جامعه​ی جوان و امروزی ايران بسيار آداب دان است و فهميده است که در مکان عمومی بايد به حقوق ديگران احترام گذاشت...



نظرها

با سلام خدمت شما خاتون محترم وسپاس از لطفتان در مورد کنسرت امیدوارم خوش گذشته باشد این بی هنران هنر نشناس که مکدر خاطرتان گردیدهاند اینان هر جا باشند همینند وبرمیگردد به فرهنگ بی فرهنگی آنان و در مورد لباس هم نه این لباس زیباست نشان آدمیت اما در کل به شما قبطه میخورم هم سعادت شرکت در کنسزت وچه برخورد با آقا پرویز سوگلی من از دیر زمانها این قربانی دو رژیم چه آنزمان به همراه مهدی لواسانی بازیکنی دیگر بزور برای ندامت و تحقیر وی به تلویزیون آوردند و چه این حکومت به پاس مبارزه از آشیانه راندش در انتها سلامت و پیروز باشید و در آینده در چنین کنسرتهایی اگر حالی بود حال این جوخ بختیار ها را بگیرید

حسین | May 15, 2008 10:48 PM

سلام خانومی واقعا که درسته ایرانیا واقعا از کنسرت رفتن همین لباس آنچنانی بوشیدنو فهمیدن اینجا که همیسه تو کنسرتها خواهش میکنن که سیکار نکشین ولی بخدا از بو دود نمیتونی وایسی بعضی وقتا که دعوا هم راه میفته چجور باید باشی ببینی من که واقعا دیکه توبه کردم که برم کنسرت

sadaf | May 16, 2008 8:04 AM

آخرین باری که کنسرت شجریان را دیدم در یکی از آخرین سالهای شب های جشن هنر شیراز بود. چیزی نزدیک سی سال پیش. توی حافظیه. جمعیت زیادی امده بود و تعداد زیادی بیشتر از صندلی ها بلیط فروخته بودند و خیلی ها مجبور شده بودند سر پا چند ساعت ایستاده کنسرت را تماشا کنند. یادم هست یک آقای مسنی که کچل هم بود کنار باغچه گلهای سرخ ایستاده بود به خاطر فشار مردمی که هجوم می آوردند بیچاره با سر و کله افتاد وسط شاخه های خار دار گل سرخ. ولی با اینکه تمام صورت و کله اش خراش برداشته بود و از کله اش خون میریخت همینطور تا آخر کنسرت سراپا ایستاده بود و دستمالی روی سرش گذاشته بود و کنسرت را تماشا میکرد.

علی | May 16, 2008 12:03 PM

*صدف جان حالا اينجا تو امریکا خوشبختانه از سيگار کشيدن خبری نيست. يعنی جرات نمی​کنند اگر نه که شايد ما هم مجبور بوديم مدام بگيم بابا سيگار نکشيد:)

نازخاتون | May 16, 2008 12:44 PM

علی خان عزیز چقدر با خواندن این خاطره ، دلم سوخت... سی سال پیش کنسرت شجریان... شاید یه روزی منم بگم که سی سال پیش کنسرت شجریان را در "ال ای" دیدم و خانمی تخمه کدو می شکست و من حرص می​خوردم:) حس نوستلژیکی بهم دست داد...

نازخاتون | May 16, 2008 12:46 PM

سلام خاتون جون
خوش به حالت!!!!!!!!!!!!!
معلومه که حسابی لذت بردی!!!!

زهره | May 17, 2008 1:49 AM

یعنی ما تو هر موقعیتی و هرجای دنیا که باشیم باز همانی هستیم که بودیم ..... نسل جدید ؟؟؟؟؟ امیدوارم ..... خوش باشی عزیزم ..

آرام | May 17, 2008 5:38 AM

اواخواهر...راست ميگي؟ ايروني بودند اون آدم بي فرهنگ ها؟
نه!
حتما اشتباه شده! من كه ميگم لابد سوئدي ياآلماني بودند.
آخه تا كي مي خواهي خودباوري نداشته باشي نازخاتون جون!؟؟

افرا و پاييز | May 17, 2008 5:41 AM

سلام
جمله ی آخرت برای ما برای ادامه دادن خوبه
راستی نگفتی کجایی؟
مظورم اون کشوره
تازه آشنا شدم و نمی دانم
سایتون مستدام

آرمان | May 17, 2008 11:34 PM

واقعا عجیبه انگار این مشکل همه جا هست؟ایران آمریکا احتمالا مریخ و ماورای کهکشانشها؟ببینم ناززخاتون جان آیا اجتماعاتی مشابه که غیر ایرانیها هم در اون حضور دارند هم این مشکلات توشون هست؟چند درصد؟

نیکی | May 18, 2008 1:54 AM

veb logeton jalebeh

sepideh | May 19, 2008 1:19 PM

خیلی وبلاگتون جالبه

sepideh | May 19, 2008 1:21 PM

salam
vaaaaaaaaaaay manoo bordii konsert orkest melli
omidvaram yadet bashe

hamishe shad bashii

kaambod | May 23, 2008 9:50 PM

درود بر خسرو آواز ایران

اخوین | July 6, 2008 10:01 AM

salam mercy az veblageton man ashege mosegy sonaty maksosasan ostad shajaryan hastam ageh eghragh nakardeh basham aksare karay ostad roo goosh dadam

جمال | September 13, 2008 11:36 AM

ارسال نظر