French weblog

روزمره‌ها

.....................

دوشنبه ۷ تیر ۱۳۸۹

...................

نظرها (4) | ۱۸:۱۸

آرشيو

لينک‌های روزانه

سرمیاد زمستون از سرزمین رویایی

افشین مقدم- میترسم

قدغن -شهريار قنبري

بردی از یادم: دلکش و ویگن

ABBA-The Winner Takes It All Live 1980

Mireille Mathieu - Bravo Tu as Gagné (ABBA)

اجرای ترانه مرغ سحر با صدای دو هنرمند هلندی


آرشيو + RSS

تماس

nazkhatoun25 [at] yahoo [dot] com

سايت‌ها

مدرسه ی فمینیستی
زنستان
ميدان زنان
تغيير برای برابری
کانون زنان ايرانی
کتابخانه زنان
ماهنامه​ی زنان
هفتان
روز آن​لاين
ايران امروز

وبلاگ‌ها

آرشيو

June 2010
May 2010
April 2010
March 2010
February 2010
January 2010
December 2009
November 2009
October 2009
September 2009
August 2009
July 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007

پشتيبانی

RSS + Atom
Movable Type 3.35


« | صفحه اصلی | دو سال و نیم بعد »

من برگشتم...

چهارشنبه ۱۰ مهر ۱۳۸۷

يعنی چی که هر کدوم ازخاطرات ما و دوستان مربوط به اين خاطرات پخش و پلا شدند تو اين زمين خاکی نازنين؟ هيچ کس حواسش نبود، دل آدميزاد وسعت دريا رو هم که داشته باشه باز يه موقع​هايی کم مياره. خاطرات و دوستانم همچنان سيالند و در حال "رفتن و همیشه رفتن". دلم این روزها کم آورده. شاید وقتی خستگی سفر از تنم رفت و شب و روزم جای خودشون برگشتند، دلم هم آروم و قرار بگیره...

سفر خوب و پرباری بود. پر از بوس و بغل و ديدار و حرف و حرف و حرف که تمامی نداشت... من برگشتم...



نظرها

سلام عزیزم.......خوش برگشتی خانومی.جات خالی بود خیلی...........بیا و از خاطرات سفر بنویس وقتی خستگی در رفت.به "مستر عشق من" هم سلام برسون.

مامان فرین | October 1, 2008 10:04 AM

مامان فرين نازنين سلام عزيزمممممم. چقدر خوشحالم که باز برام پيغام گذاشتی که از حالت خبردار بشم نازنينم. دخترک حالش چطوره؟ و همسرت؟ بوس يه عالمه...

نازخاتون | October 1, 2008 10:57 AM

کاش نایب الزیاره من می شدی که هر وقت از پاریس رد شدی بالای موماغ (خیلی فرانسوی اش غلیظ شد...به مصداق ترقه در کردن جلوی توپچی!) مرا یاد کنی و یک خپ به جای من بخوری...
اما سفر ما هم بسیار خوش گذشت...جایت بسیار خالی بود هر چند جای ما هم پیش شما حتما خالی بوده است!
بیژن را سلام برسان

گوشزد | October 1, 2008 12:07 PM

کاش نایب الزیاره من می شدی که هر وقت از پاریس رد شدی بالای موماغ (خیلی فرانسوی اش غلیظ شد...به مصداق ترقه در کردن جلوی توپچی!) مرا یاد کنی و یک خپ به جای من بخوری...
اما سفر ما هم بسیار خوش گذشت...جایت بسیار خالی بود هر چند جای ما هم پیش شما حتما خالی بوده است!
بیژن را سلام برسان

گوشزد | October 1, 2008 12:08 PM

ارسال نظر