سرمیاد زمستون از سرزمین رویایی
ABBA-The Winner Takes It All Live 1980
Mireille Mathieu - Bravo Tu as Gagné (ABBA)
اجرای ترانه مرغ سحر با صدای دو هنرمند هلندی

« بالاخره فاطمه هم اعدام شد... | صفحه اصلی | روزهای پايانی »
به فروغ که ۸ ساله بود وقتی شاگردم شد.
به فروغ که ۱۶ ساله است.
به فروغ که برایم نامه نوشته است.
به فروغ که از پابلو نرودا برایم شعری نوشته است به انگلیسی.
به فروغ که فروغ میخواند و شاملو و اخوان.
به فروغ که نامه اش مرا خنداند و گریاند.
به فروغ که نامهاش سرشار از غرورم کرد به کاری که میکنم.
به فروغ که همیشه شاگرد کوچولوی خودم خواهد ماند حتا اگر عکسش دختر نوجوان زیبایی را پیش چشمانم میگذارد.
به فروغ که بینهایت به او افتخار میکنم.
به آرامی آغاز به مردن ميكنی
اگر سفر نكنی،
اگر كتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نكنی.
به آرامی آغاز به مردن ميكنی
زماني كه خودباوري را در خودت بكشی،
وقتي نگذاري ديگران به تو كمك كنند.
به آرامي آغاز به مردن ميكنی
اگر بردهی عادات خود شوی،
اگر هميشه از يك راه تكراری بروی …
اگر روزمرّگی را تغيير ندهی
اگر رنگهای متفاوت به تن نكنی،
يا اگر با افراد ناشناس صحبت نكنی.
تو به آرامی آغاز به مردن ميكنی
اگر از شور و حرارت،
از احساسات سركش،
و از چيزهايی كه چشمانت را به درخشش وامیدارند،
و ضربان قلبت را تندتر ميكنند،دوری كنی . .. .
تو به آرامی آغاز به مردن ميكنی
اگر هنگامی كه با شغلت،
يا عشقت شاد نيستی،
آن را عوض نكنی،
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نكنی،
اگر ورای روياها نروی،
اگر به خودت اجازه ندهی كه حداقل يك بار در تمام زندگيات ورای مصلحتانديشی بروی . .. .
امروز زندگی را آغاز كن!
امروز مخاطره كن!
امروز كاری كن!
نگذار كه به آرامی بميری!
شادی را فراموش نكن!
پابلو نرودا/ ترجمه ی احمد شاملو
نظرها
merci Nazkhatoon azizam khili khob va be moghe bood in postet.
به آرامی آغاز به مردن ميكنی
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نكنی
mibosamet
Azadeh | December 8, 2008 5:10 AM
چندی پیش این شعر نرودا را روی سنگ قبری خواندم:
"ما همه اراده پیروزی داشتیم, جهان برای ما پایان می گرفت, ما به باختن ادامه دادیم".
افرا و پاییز | December 12, 2008 2:54 AM
salam naz naziiii
kheli lezat boradam'
khoshbehale forogh ke moalemi mese to dare
zohre | December 12, 2008 10:53 AM
سلام.
شعر جالبی بود استفاده کردیم.
آرمان | December 13, 2008 12:34 AM
خیلی قشگ بود. کتاب یک عاشقانه آرام رو بخون اگر وقت کردی. در مورد همینه که چقدر راحت زندگی میتونه تبدیل به یه روزمرگی بشه و با چه چیزهای کوچیکی میشه مسیرشو عوض کرد.
Negar | December 14, 2008 5:26 AM
می شه تصور کرد چه حس خوبی می تونه باشه.
موفق باشید.
مانلی | December 14, 2008 11:42 AM
خيلي قشنگ بود اسم شاملو منو هميشه پرت ميكنه تو دوران خوش دبيرستان.
یاسمن | December 15, 2008 6:04 AM
خيلي قشنگ بود اسم شاملو منو هميشه پرت ميكنه تو دوران خوش دبيرستان.
یاسمن | December 15, 2008 6:04 AM
نازخاتون جان حلوای خوشمزه نوش جان. می دونم برای عید سه ماه و چند روز مانده اما خوندم که فلانی گفته عید اصلی عید غدیر است نه نوروز یک کمی حرصم در اومد . لینکش هم گذاشتم . نمی فهمم برای جشن ما چرا تعیین تکلیف می کنند آخه
شهربانو | December 16, 2008 1:26 PM
سلام نازخاتون
خوبي؟ جالب بود. اما خودت چه طوري؟
مهرداد | December 16, 2008 11:41 PM
سلام نازخاتون خوشگلم،اين حرفها کدومه؟ منم کلی دلم برات تنگ شده، اونجوری هم که جنگی اومدی آلمان و رفتي، نتونستم ببينمت :) من مدت زيادی اصلا آنلاين نشدم، بايد ببخشی نتونستم بهت سر بزنم، حالت خوبه ناز خاتون گل؟
شبنم | December 17, 2008 8:01 AM
سلام
خیلی وبلاگ زیبایی داری
عاضق این رنگ شدم
من البته غمگین ترم
به خانه ام میایی
شده یک بار
بیا
در باز است
ممنون
مرجانه | December 18, 2008 1:19 AM
baraye pesaram ferestadam,kheyli ziba va ba mahfum bud.mersi az in entekhabe khubet
mostafa | February 11, 2009 2:59 AM