« February 2009 |
Main
| April 2009 »
سورپریز بهاری من
چهارشنبه ۵ فروردین ۱۳۸۸
تصور كنید كه قرار است دوست هرگز ندیده ی همسر جان از ایالتی دیگر، شب عید مهمانتان باشد با خانواده. تصور كنید خانوادهای گرم، مهربان و صمیمی شب عید، قدم به خانهی بهاریتان میگذارند. تصور كنید اسم پسركشان مانی است و اسم بانوی مهمان پروانه. تصور كنید با بانوی مهمان...
+ ادامه
"سلام سلام، همگی سلام، آی زندگی سلام..."
سه شنبه ۲۷ اسفند ۱۳۸۷
اینجا هوا هوای نوروزه. اینجا هوا هوای عیدهای بچگیه. اینجا سبزهی خوشگل من دلبری میكنه. اینجا بوی بهار میاد. پشت پنجره گنجشكهای كوچكولوی سینه سرخ برام آواز میخونند. اینجا امشب چهارشنبهسوریه. كنار دریا آتش برپا میشه. و هنوز كتلت من آماده نشده. اینجا بوی سنبل دیوونهام كرده. اینجا خونهتكونی چندساعته...
+ ادامه
برای شارلن فرید, To Charlene Fried, A Charlene Fried,
جمعه ۲۳ اسفند ۱۳۸۷
شارلن فرید خود عشق است. قلبش عاشق است. عاشق شاگردان، كلاسهایش و حرفه اش. وقتی وارد كلاس میشود با خودش عشق میآورد، زندگی، شادی، لبخند و انرژی و اما امید. تمام خستگیروزانهات را به ناگاه فراموش میكنی. شارلن فرید داستان سال های شیفتگی و دل سپردن به حرفه اش را...
+ ادامه