French weblog

روزمره‌ها

.....................

دوشنبه ۷ تیر ۱۳۸۹

...................

نظرها (4) | ۱۸:۱۸

آرشيو

لينک‌های روزانه

سرمیاد زمستون از سرزمین رویایی

افشین مقدم- میترسم

قدغن -شهريار قنبري

بردی از یادم: دلکش و ویگن

ABBA-The Winner Takes It All Live 1980

Mireille Mathieu - Bravo Tu as Gagné (ABBA)

اجرای ترانه مرغ سحر با صدای دو هنرمند هلندی


آرشيو + RSS

تماس

nazkhatoun25 [at] yahoo [dot] com

سايت‌ها

مدرسه ی فمینیستی
زنستان
ميدان زنان
تغيير برای برابری
کانون زنان ايرانی
کتابخانه زنان
ماهنامه​ی زنان
هفتان
روز آن​لاين
ايران امروز

وبلاگ‌ها

آرشيو

June 2010
May 2010
April 2010
March 2010
February 2010
January 2010
December 2009
November 2009
October 2009
September 2009
August 2009
July 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007

پشتيبانی

RSS + Atom
Movable Type 3.35


« سورپریز بهاری من | صفحه اصلی | »

روزهای بهاری

چهارشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۸۸

*این فیس بوك هم عجب آدمیزاد رو از كار و زندگی و وبلاگ‌نویسی می‌اندازه و مشغولت می‌كنه. پیدا كردن دوستان وبلاگی و دیدن اسمشون تو لیست دوستان مشترك هم صفایی داره. دلت می‌خواد بری و بگی من فلانی هستم ها ولی بعد منصرف می‌شی. به هر‌حال خوشحالم كه فیس بوك تو ایران فیلتر نشده و امكان ارتباط برقرار. من دوست دوران دبستانم رو هم پیدا كردم. اوممم حس خوبیه.

من هرگز نتونستم با اركات ارتباط خوبی برقرار كنم ولی این فیس بوك عجب دلبری می‌كنه...

** پرنده های سینه سرخ ما خیلی جیگر طلا شدند. از وقتی همسرجان یك ظرف غذای گل گلی روبه‌روی پنجره‌ی ناهارخوری آویزوون كرده، سینه سرخ‌ها این روزهای بهاری رو، دلنشین‌تر و عاشقانه‌تر كردند. صبح‌ها قبل از كلاس یوگا كه پشت كامپیوتر می شینم، چنان نغمه‌سرایی می‌كنند كه دلم می‌خواد برم بگیرمشون و بوسشون كنم.

*** آخر آوریل كه تعطیلاتم تمام ب‌شه و برگردم سركار، دلم حتما تنگ این روزهای كتابخونی و یوگا و آواز سینه سرخ ها میشه.

**** امسال تو شهر ما برای سال سوم نوروز رو جشن گرفتند. به همت یك خانم دكتر ایرانی عاشق ایران. بیشتر مهمان ها غیر ایرانی بودند. برنامه عالی بود و بسیار با نظم. دوستم هلنا هم بود و كلی باز تاسف خورد كه چرا سال ها پیش پول نداشته كه بره تهران رو ببینه. ۳ ساعت تو مهرآباد بوده. گفت خوشحاله كه من دوستشم و این مراسم هم تو شهر گل خوشگل فرهنگی ما، سبب میشه كه ایران رو بهتر بشناسه. خب من حس خیلی خوبی داشتم. از اینكه یه قسمتی از وجودم ایرانیه، حس خوبی داشتم...



نظرها

are vaghan khoda pedar facebook ra biamorzeh ke man doostay dore dabstanam ra ham peida kardam. baad mibini cheghdar in donia kochike, adamhaii ra dar profile adamhay dige mibini ke fekresho ham nemikardi. vali kholi khoshmazas didan doostay kocholoii ke hala bozorg shodan :)

Azadeh | April 2, 2009 5:32 AM

Salam Nazkhatun,
vaghty st. john's budam (markaze eeyalate newfoundland dar canada) unja kolan 20 ta Irani budim va sale avali ke unja budam ba bacheha ye noruz party gereftim va hamaro davat kardaim kheily khub bud..emruzam ke 13 bedare omidvaram ke 13 khubi dashte bashi..mibusamet

Hiva | April 2, 2009 6:00 AM

من یکی که هیچ کدوم از دوستام رو توی فیس بوک ندیدم.مثل اینکه دوستان من هیچ کدوم اهل امروز نیستن.
یوگا هم عالیه.به من هم کلی آرامش میده.
راستی هنوز تاثیر فرانسه بودن روی نوشته هات هست.آوریل؟....
دلم برای نوشته های فرانسه ت تنگ شد.

زیبای زندگی | April 2, 2009 6:13 AM

سلام از وبلاگ پروانه آمدم اینجا .. گفتم سلایم بگم و امیدوارم بعد از این بیشتر بتونم با اینجا آشنابشم.

مرمر | April 2, 2009 9:05 AM

پس برم تو فیس بوک هم پیدات کنم.
به گنجشک های سینه سرخت سلام ما رو برسون.

Parvaneh | April 2, 2009 12:34 PM

سلام نازخاتون
فیس‌بوک واقعاً‌همونه که می‌گی. من هم با اورکات راحت نبودم. اینجا هم تو یه برگ برنده داری،‌ چون ما رو می‌بینی و ما نمی‌بینم‌ات!

مریم هم خوبه به قول خودش سعی می‌کنه بنویسه. درگیر پایان‌نامه‌اشه، اون هم می‌خواد بپره از مام‌میهن بره.

در مورد مهرجویی اما، نمی‌دونم داستان درخت گلابی، گلی ترقی رو خوندی یا نه! اما واقعاً فیلم از داستان ضعیف‌تره. هر چند داستان هم از حیث تکنیک داستان‌نویسی لنگ می‌زنه.

شاد باشی نازخاتون جان و تعطیلات خوش بگذره

مهرداد | April 3, 2009 3:13 AM

1- شدیدا به تو و پروانه حسودیم شد.
2- من قبلا تو اورکات بیشتر دوستام را پیدا کرده بودم ولی خب.. فیس بوک یه چیز دیگه است.

افرا و پاییز | April 3, 2009 3:23 AM

ارسال نظر