سرمیاد زمستون از سرزمین رویایی
ABBA-The Winner Takes It All Live 1980
Mireille Mathieu - Bravo Tu as Gagné (ABBA)
اجرای ترانه مرغ سحر با صدای دو هنرمند هلندی

بالاخره بعد از یك ماه كه ذهنم مشغول و گرفتار این سفر بود، دیروز در حین رانندگی به این نتیجه رسیدم كه هیچ خاطره ای حتا تلخترینش قرار نیست مانع از لذتبردن من از زندگی بشه. این سفر هم یك گام جدید است برای روبروشدن با خاطرات زشت و تلخ. به خودم گفتم: با اون خاطرات روبرو شو، نگاهشون كن، بذار تو ذهنت بالا و پایین برند. ترس به جانت بندازند. دلت رو مالش بدند. گذرا، حالت رو خراب كنند. حس بیزاری رو در درونت بیدار كنند. بعد به دور و برت نگاه كن و ببین امروز چی داری؟ كی هستی؟ چی شدی؟ قویتر. مصممتر. با اعتماد بهنفس بسیار بالا.
هیچ خاطرهای نمیتونه طعم شیرین زندگی امروزم رو خراب كنه. اجازه نداره. دارم میرم كه برای آخرین بار سنگهام رو با اون روزهای بد وا بكنم. سوای هوای سرد اروپا، باید به شكلات فكر كنم. شكلات های دست ساز بروكسل و فروشنده و شكلاتساز محبوب من كه در جوانی ایران بوده با اون سبیلهای ناصرالدینشاهی. باید به نانهای خوشمزهی آلمان فكر كنم. به بروتچن های رنگارنگ. همه ی این سفر به یك روز رفتن به بروكسل میارزه. به چهار روز دیدار خواهرزاده های خوشگلم هم میارزه. بوس و بغل و گپ و گپ و گپ...
سفر كوتاهاست و به یقین پربار.
نظرها
سلام ناز خاتون جان کجا داری میائی بروکسل ؟؟؟ پیش ما؟؟ البته من خود بروکسل نیستم ولی زیاد هم فاصله ندارم خیر است انشا لله سفرت می خواهی اینجا دعوا راه بندازی هه هه هه ( شوخی کردم ) اگر کار خاصی چیزی داشتی در خدمت گذاری حاضرم اگر دوست داشتی من شمارمو بهت میدم میام دنبالت شب بیا پیش ما ایمیلم توی وبلاگم هست میبوسمت انشا لله که خیره
ماری
mari | April 9, 2009 8:35 AM
ماری جان سفر تفریحی است قربونت برم. دعوا ؟ نه بابا. شاید تو درونم با خودم و خاطراتم جدالی چیزی برپا بوده ولی دعوا، نه عزیزم. ما بروكسل یك روز بیشتر نمیمونیم. محل استقرار هلنده و بعد هی میخوایم بریم این ور و اون ور. تو واقعا خیلی محبت داری. یه بار كه طولانیتر آمدم اون طرف ها حتما یه قراری میذاریم كه همدیگر رو ببینیم. بوسسسسسس
نازخاتون | April 9, 2009 8:55 AM
امیدوارم این سفر یک روزت بهت خوش بگذره :))) شکلات هم کمتر بخور :))) تازه لاغر کردی:))) ... اون نونه اسمش چی بود ؟ همون که قبلنا ازش نوشتی :)))
http://nazkhatoon.blogspot.com/2007/03/blog-post.html
feuilleté au chocolat :)))) یادش بخیر :دی
آقا امین | April 9, 2009 10:33 AM
آقا امین گل گلاب! تو هنر سورپریز كردن و كیف دادن به دیگران رو از كجا یاد گرفتی؟ اون پست قبلیم رو دوباره خوندم. چقدر قشنگ بود، مگه نه؟ كلی كیف كردم. متاسفانه فرانسه نمیرم كه برم "فویته اُ شكلا" بخورم:( البته چرا صبر كن تو مركز شهر بروكسل وایییییی یه كافه هست كه هات چاكلت اون محشره:)
به هرجهت شكلات كم میخورم ، باشه:)
نازخاتون | April 9, 2009 11:15 AM
سفرت خوش!
مهرناز | April 9, 2009 3:51 PM
مگه میشه کنار "عشق من" بری مسافرت و بهت خوش نگذره.شکلات هم زیاد نخور فقط ببین.نصیحت مادرانه منو گوش کن ...
حسابی بهتون خوش بگذره.مراقب خودتون باشین.
زیبای زندگی | April 9, 2009 9:51 PM
از دوستان وبلاگنویسم یاد گرفتم =))))
آقا امین | April 12, 2009 1:28 AM
I had got a desire to make my company, but I did not have got enough amount of money to do it. Thank God my close mate proposed to utilize the personal loans. Therefore I took the commercial loan and made real my desire.
AlineChase | July 10, 2010 1:10 PM