French weblog

روزمره‌ها

.....................

دوشنبه ۷ تیر ۱۳۸۹

...................

نظرها (4) | ۱۸:۱۸

آرشيو

لينک‌های روزانه

سرمیاد زمستون از سرزمین رویایی

افشین مقدم- میترسم

قدغن -شهريار قنبري

بردی از یادم: دلکش و ویگن

ABBA-The Winner Takes It All Live 1980

Mireille Mathieu - Bravo Tu as Gagné (ABBA)

اجرای ترانه مرغ سحر با صدای دو هنرمند هلندی


آرشيو + RSS

تماس

nazkhatoun25 [at] yahoo [dot] com

سايت‌ها

مدرسه ی فمینیستی
زنستان
ميدان زنان
تغيير برای برابری
کانون زنان ايرانی
کتابخانه زنان
ماهنامه​ی زنان
هفتان
روز آن​لاين
ايران امروز

وبلاگ‌ها

آرشيو

June 2010
May 2010
April 2010
March 2010
February 2010
January 2010
December 2009
November 2009
October 2009
September 2009
August 2009
July 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007

پشتيبانی

RSS + Atom
Movable Type 3.35


« | صفحه اصلی | تغییر »

آرایشگاه

چهارشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۸۸

عشوه‌گری‌های بی‌پایان دخترك موبایل به دست دلت رو زیر و رو می‌كنه، اما یه وقت به خودت میای می‌بینی كه داری زیرزیركی لبخند می‌زنی. گوش‌هات تیز شده و ناخودآگاه تلاش می‌كنی جواب‌های مرد آن‌ور خط رو حدس بزنی.

با دل زیر و رو. لبخند ملایم و گوش‌های تیز با خودت كلنجار میری و دلت می‌خواد با دخترك حرف بزنی. بعد می‌گی حرف بزنی كه چی بگی مثلن؟ به تو چه ربطی داره؟ به تو چه كه دخترك به دوستش با عشوه‌گری میگه: " آره! آره! جون خودت! مزخرف! رفتی باز پیش اون دوستت كه كار یادت بده؟ مردك! آره همون دوست جون جونیت دیگه. آره آره! نه نه! حیف از من؟ تو؟ تو خوشگلی؟ تقصیر كی بود دیشب؟ برو چرت نگو! { عشوه و ریسه} ..."

آوریل ۲۰۰۹. آلمان. آرایشگاه.



نظرها

اووه کی میره این همه راه رو...
نازخاتون جون مبارک باشه.رفتی خوشگل کردی؟

زیبای زندگی | April 22, 2009 10:42 PM

1- کاش کمی هم از سفری که رفتی بنویسی.
2- اعتراف می کنم بدجوری فالگوش ایستادن رادوست دارم!

افرا و پاییز | April 23, 2009 12:48 AM

خوب حالا چيكارا كردي ...

یاسمن | April 23, 2009 2:31 AM

*معصومه جونم خوشگل؟ نه بابا! خواستم موهام رو پسروونه بزنم، خواهرخانوم قبول نكرد كه نكرد:( آخه خودش صاحب آرایشگاه بود:)


**افرا جونم می‌نویسم حتما. سفر خیلی خوبی بود. دلم می‌خواد بنویسم این دفعه.

***یاسمن جونم یه كارهایی كردم كه نمی دونی (چشمك) :)

نازخاتون | April 23, 2009 6:40 AM

سلام منم منتظرم زودتر بنویس نازخاتون گل

مرضیه | April 23, 2009 12:29 PM

:دی بی صبرانه منتظر سفرنامه خوندنیت هستیم نازی جان :دی

آقا امین | April 23, 2009 2:58 PM

همين گوشه كنار ها ول ميگرديم ناز خاتون جووونم ...تله پاتي داري با من همين چن روز پيش كه اومدم وبلاگت و مطلبت در مورد فيس بوك رو خوندم عجيب دلم هواتو كرد ...گفتم كاش منو ادميكردي توي فيس بوك !!!
نازخاتون جووونم بوووووووووس هوارتا
راستي مطلبت در مورد انتخاب فوق العاده بود و من امروز مي فهمم كاش مردم ما مي فهميدن وقتي كسي چيزي رو انتخاب ميكنه اونا نبايد اظهار نظر كنن ...كاش !

آن شرلي | April 24, 2009 2:28 AM

ناز خاتون جون چه طوري بلاگ رولينگتو درست كردي؟

زیتون | April 24, 2009 12:32 PM

انشااله در دیار ما بشماخوش گذشته باشد.

حسین | April 24, 2009 12:45 PM

ببینم دختره ایرونی بود؟ بسلامتی آلمان هستین؟ای بابا نیومدم حسابی عقب افتادم از پستات یادم باشه برم بخونم

sadaf | April 24, 2009 1:11 PM

*حسین جان همیشه در دیار شما به من خوش می گذره. من جدا آلمان رو دوست دارم. دوستان گلی هم اونجا دارم كه دیدارشون همیشه مایه‌ی شادیه. یكی از دوستان گل صمیمی‌ام هم آلمانی‌ست.

**زیتون جان كسی كه سایتم رو راه اندازی كرد زحمتش رو كشید. باید بری تو بلاگ‌رولینگ و كد جدیدی رو كه بهت میده، كپی كنی و بعد بذاری تو تمپلیت سایتت جای كد قبلی.

نازخاتون | April 24, 2009 2:54 PM

صدف جانم دخترك افغانی بزرگ‌شده‌ی ایران بود عزیزم. من ۴ روز بیشتر آلمان نبودم. الآن خونه هستم. آمریكا:)

نازخاتون | April 24, 2009 3:03 PM

ارسال نظر