French weblog

روزمره‌ها

.....................

دوشنبه ۷ تیر ۱۳۸۹

...................

نظرها (4) | ۱۸:۱۸

آرشيو

لينک‌های روزانه

سرمیاد زمستون از سرزمین رویایی

افشین مقدم- میترسم

قدغن -شهريار قنبري

بردی از یادم: دلکش و ویگن

ABBA-The Winner Takes It All Live 1980

Mireille Mathieu - Bravo Tu as Gagné (ABBA)

اجرای ترانه مرغ سحر با صدای دو هنرمند هلندی


آرشيو + RSS

تماس

nazkhatoun25 [at] yahoo [dot] com

سايت‌ها

مدرسه ی فمینیستی
زنستان
ميدان زنان
تغيير برای برابری
کانون زنان ايرانی
کتابخانه زنان
ماهنامه​ی زنان
هفتان
روز آن​لاين
ايران امروز

وبلاگ‌ها

آرشيو

June 2010
May 2010
April 2010
March 2010
February 2010
January 2010
December 2009
November 2009
October 2009
September 2009
August 2009
July 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007

پشتيبانی

RSS + Atom
Movable Type 3.35


« | صفحه اصلی | سكوت »

آرایشگاه ۲

پنجشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۸

دخترك زیبا آهسته آهسته برای خانم آرایشگر كه مشغول كوتاه كردن موهای من است، تعریف می‌كند: "دیشب تلفن كرد كه تو راهه. میاد بهم سر بزنه. بلند شدم دوش گرفتم و لباس تمیز پوشیدم. آرایش كردم. به خودم عطر زدم. انگار دارم می‌رم مهمونی."

خانم آرایشگر لحظه‌ای مکث كرد و به طرفش برگشت. نگاهش كرد. آرام سرم را بالا بردم و از تو آیینه زل زدم به صورت زیبای دخترك افغان با آن لهجه‌ی زیبایش. خانم آرایشگر منتظر بود.
- "در خونه رو كه باز كردم و اومد تو, رفتم طرفش كه بغلش كنم. دستاش رو اورد جلو و نذاشت بهش نزدیك بشم. مهتاب خانوم می دونی چی بهم میگه؟"

من و خانم آرایشگر هر دو منتظر بودیم.
ـ "میگه هوی هوی بهم نزدیك نشو ! با این لباسا می‌خوام برم مسجد. صبر كن! بعد رفته و دوش گرفته و لباس‌هاش رو عوض كرده و لباس راحتی پوشیده..."
چشمان خانم آرایشگر تنگ شد. از همان نگاه‌های تند و تیز معروفش به دخترك كرد. دندان‌هایش نیمه كیپ از سرزنش و خشم به دخترك گفت: "دیگه توهین از این بالاتر چی می‌خوای دختر؟ آخه چطور اجازه می دی؟"

همین. نگاه من و خانم آرایشگر در آیینه ی روبرو بهم گره خورد. تنها صدای دخترك زیبا را شنیدم كه می گفت:
ـ" آخه دوستش دارم. هربار كه می‌بینمش زانوهام شل می‌شه مهتاب خانوم!"

موهایم پراكنده، روی زمین می‌ریخت و من به همسر مرد افغان فكر می‌كردم و بچه هایش...

آوریل ۲۰۰۹. آلمان. آرایشگاه.



نظرها

چه مرد مزخرفی.و البته چه دختر ساده و دیوانه ای که دل به مردی بسته که ادعا میکند مسلمان است و در کنارش با داشتن همسر و فرزند در کنار دختر دیگری به سر می برد.حالم بهم میخورد از این جانماز آبکش ها.اینها همانهایی هستند که من را مطمئن می کنند خداوند به ظاهر آدمها نمی نگرد بلکه باطن را می بیند و دل را....

زیبای زندگی | April 30, 2009 11:02 PM

ناز خاتون عزیزم؛واسه معرفی سایت فرانسه خیلی خیلی ممنون.
ببخشید یادم رفت آدرس بنویسم!
جمله ای که نوشتی هم خیلی زیبا بود.
من می خواستم ازت اجازه بگیرم که از مطالب وبلاگ فرانست پرینت بگیرم که بهتر بخونمشون.آخه دارم فرانسه یاد می گیرم:-)میشه؟
مرسی

sara | May 1, 2009 5:57 AM

نمیدونم چرا میلم ثبت نمی شه؟
sara166s@yahoo.com
بازم مرسی

sara | May 1, 2009 6:01 AM

دلارا داربی اعدام شد

صبح امروز دلارا دارابی، که در سن ۱۷ سالگی به اتهام قتل بازداشت شده بود. در کمال ناباوری توسط اجرای احکام دادسرای رشت در زندان مرکزی رشت اعدام شد.

اعدام این هنرمند در صورتی به وقوع پیوست که هیچ یک از وکلای وی از زمان اجرای حکم اطلاعی نداشتند.

خبر خیلی کوتاه است ولی وحشتناک.

چه راحت جان می گیریم.

چه راحتی طناب دار را به گردن کودکی می اندازیم.

چه راحت لرزش های بدن نحیفش را احساس می کنیم.

به خدا ظلم است ظلم.

به خدا عدالت این نیست که کودکی کودکی را از وی بگیریم.

به خدا عدالت این نیست که بکشیم آنکه حقش مرگ نیست.

چه کسی می خواهد در روز قیامت پاسخگو باشد.

آیا انصاف است ....

چهارم فروردین سال ۸۵ دوستان او را در زندان رشت ملاقات کردند.و گفتند او چهره ای مظلوم داشت. او قاتل نبود. قسم می خورند که قاتل نیست.

برایم تابلویی نقاشی کرد که عکس پیرمردی در آن بود که ویالن می زد. نمی دانستم که ساز مرگ دلارا را می زند.

باور نمی وشد که کشته شده باشد.

او واقعا بی گناه، مظلوم، آرام، متین، پاک و بی آلایش بود. دختری که حقش مرگ نبود و جانش را گرفتند.

خدایا به فریادمان برس.

خدایا از این همه بی عدالتی به کجا پناه ببریم.

خدایا خدایا خدایا.... چرا ما را اینقدر بی رحم آفریدی چرا چرا...
www.cloob.com

kaambod | May 1, 2009 10:37 AM

salam man in khabar va matn ro az site cloob bardashtam choon khabar kheyli tekan dahande bood ...
yek bi gonahe dige ham koshte shood :(

kaambod | May 1, 2009 10:46 AM

salam azizam, mersi ke behem sar zadi vali man hameye neveshte hato mikhoonam , hamisheh, alan ma canada hastim va moteassefaneh fonte farsi nadaram va nemitoonam up konam, Viana, esme asile Irani va be maanaye danaei, kherad va farzanegi ast
miboosamet

mehri | May 2, 2009 8:12 AM

ارسال نظر