French weblog

روزمره‌ها

.....................

دوشنبه ۷ تیر ۱۳۸۹

...................

نظرها (4) | ۱۸:۱۸

آرشيو

لينک‌های روزانه

سرمیاد زمستون از سرزمین رویایی

افشین مقدم- میترسم

قدغن -شهريار قنبري

بردی از یادم: دلکش و ویگن

ABBA-The Winner Takes It All Live 1980

Mireille Mathieu - Bravo Tu as Gagné (ABBA)

اجرای ترانه مرغ سحر با صدای دو هنرمند هلندی


آرشيو + RSS

تماس

nazkhatoun25 [at] yahoo [dot] com

سايت‌ها

مدرسه ی فمینیستی
زنستان
ميدان زنان
تغيير برای برابری
کانون زنان ايرانی
کتابخانه زنان
ماهنامه​ی زنان
هفتان
روز آن​لاين
ايران امروز

وبلاگ‌ها

آرشيو

June 2010
May 2010
April 2010
March 2010
February 2010
January 2010
December 2009
November 2009
October 2009
September 2009
August 2009
July 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007

پشتيبانی

RSS + Atom
Movable Type 3.35


« جمعه می‌تواند شیرین باشد... | صفحه اصلی | اتحا اتحاد رمز پیروزی! »

اینجا پنج‌شنبه ساعت ۵:۲۰ صبح

پنجشنبه ۲۱ خرداد ۱۳۸۸

می‌دونید چند ساله من ساعت ۵:۲۰ صبح برای درس خواندن (بخوانید چرخیدن در فیس‌بوك و وبلاگ و روز‌ آن‌لاین، زمانه و سایت‌های خبری و وبلاگ به روز كردن) از خواب بیدار نشدم؟ چایی دم كردم و نان و پنیر خوردم و یك پاراگراف به مشقم اضافه كردم ولی تا دلتان بخواهد در اینترنت چرخیدم.

پاشم برم بالا همسر رو بیدارش كنم و بعد برم سر كار. من فردا جمعه بعد از كار با همسرجان میرم كه رای بدم. میشه ساعت حدود ۲:۳۰ بامداد شنبه به وقت شما. یعنی وقتیكه شما ها دیگه نمی‌تونید رای بدید:)

به امید شیرینی جمعه. ما كه قراره شنبه شب بریم كباب و نان سنگك بخوریم. این كباب و نان سنگك می‌تواند خوشمزه‌ترین و دلنشین ترین كباب و نان سنگك باشد.

پی‌نوشت. خودكار خودتون رو ببرید ها. این شاگردهای جینگولك من هم از این خودكارهای پاك شدنی/ كردنی دارند.



نظرها

Koja meere ray bedi?

shery | June 11, 2009 9:33 AM

امروز شنبه است ما از 6 صبح بیدار بودیم دیدی چی شد ناز خاتون الان دارام گریه میکنم شوکه شدیم خیلی حالم بده دارم از سر درد میمیرم همه دوستام همین حس را داشتن همه کلی ناراحتی کردیم،باور کن دیروز جایی که ما رأی میدادیم به موسوی رأی میدادن نمیدونیم چی شد....! اینجا قفس.....

مرضیه | June 13, 2009 2:12 AM

احتمالا کبابه زیاد نچسبیده... متاسفم

ساناز | June 13, 2009 7:06 AM

كباب چیه سانی جان! اون مالیده شد عزیزم. خون جگر خوردیم...

نازخاتون | June 13, 2009 12:02 PM

ارسال نظر