سرمیاد زمستون از سرزمین رویایی
ABBA-The Winner Takes It All Live 1980
Mireille Mathieu - Bravo Tu as Gagné (ABBA)
اجرای ترانه مرغ سحر با صدای دو هنرمند هلندی

« خبرها ۱۳ | صفحه اصلی | خبرها ۱۴ »
من سیاهپوشم هنوز و سبزم.
سیاه و سبز در كنار هم.
سیاه بر سبز یا نمیدانم سبز بر سیاه.
كدامشان؟
چه میشود این روزها؟
روزهایی كه مدام از هم میپرسیم:" یعنی چه میشود؟"
چه میخواهیم بشود؟
همان مهم است.
آنچه خواستیم، شد.
روزهای همدلی، مهربانی، دوستی، همدردی را شما از نزدیك و ما با یك كلیك از پس صفحهی كامپیوترمان دیدیم.
مهر در دلمان جاری شد. از دور و از نزدیك.
همه با هم گریستیم و زار زدیم این روزها.
ما كتك نخوردیم و باتون (باتوم) به تنمان نخورد.
شما كتك خوردید و بدنتان كبود شد. ما گریه كردیم از دور.
بدنمان درد گرفت از دردهای شما.
آب چشمانمان باز جاری شد، جاری شدنی.
در خلوت و گاه دستجمعی خواندیم.
آن خس و خاشاك تویی.
نور منم.
زور تویی.
هالهی بینور تویی.
هالهی نداشتهاش باز بینور تر و بینور تر خواهد شد.
این وعدهی روزگار است.
فرزندانمان خواهند خواند در كتاب های تاریخ.
همان طور كه واداشتنمان بخوانیم تاریخ را.
و چه شبیه بود نوشتههای آن كتاب ها با وقایع این روزها.
جوانان یاغی و آشوبگر خطابشان كرده بودند در آن نوشتهها.
به چشم دیدیم و به گوش شنیدیم كه باز آن كلمات زنده شدند.
خواهر، برادر، پدر، مادرانمان را یاغی و آشوبگر و اغتشاشگر نامیدند.
با وعدهی ۲۰۰ هزار تومان* در روز، بر تن زن و مرد و جوان و پیر رد كبودی خشونت به یادگار گذاشتند اما نامردمان.
خون دختران و پسران جوان را جاری كردند و نجس خواندنش**.
اما ایران به یاد خواهد آورد.
خاك فراموش نمیكند.
دلش سبز میماند همانطور كه دل ما سبز خواهد ماند.
سبز سبز. سفید سفید، اما سیاه نه.
سیاهی میماند برای آنها كه جواب گل و سكوت را با باتون میدهند.
برای آنها كه رسوا شدند و خواهند شد.
و ما سبزیم و سفید.
سیاهی بماند برای آنها كه سبزی را برنمیتابند.
و ما سبز خواهیم ماند و سفید...
* گفت و گو با یکی از چماقداران لباس شخصی: "روزی 200 هزار تومان می گیریم"
** پاسدار گفت: پایتان را روی خون نگذارید نجس می شوید!
همسرم گفت: نجاست شمائید كه مردم را می زنید و می كشید!
نظرها
حرف دل همه ما ایرانی های دور از ایران رو تو به زیبایی زدی...ممنون.
یک سوال چطور جوانهای سی سال قبل که زدند و شکستند و گروگان گرفتند آشوبگر و ارادل نبودند اما بچه های انها حالا ارادل و اوباشند و آشوبگر؟
چه فرزندان ناخلفی داشته این انقلابشان.........
رو سیاهی به خودشان ماند تا ابد...
زیبای زندگی | June 24, 2009 12:18 PM
وضع خوبي نيست. خشونت تهديد و فضاي ناامني اجازه نمي ده بيشتر مردم جرات اعتراض داشته باشند و عده زيادي هم كه دستگير مي شوند. مردم خيلي تلاش كرده اند اما به دلايل مختلف قوايشان تحليل مي رود يا پراكنده مي شود. حالا شما خارج از كشوري ها به چه روشهايي مي توانيد فكر كنيد كه سازمان هاي صلح طلب بين المللي را حساستر كنيد؟
nega | June 25, 2009 3:19 AM
هنوز هم می گم زمانه به نفع فسیل مغزها جلو نمی ره.
افرا و پاییز | June 25, 2009 7:24 AM
سلام
خيلي از دختر پسراي تحت پوشش بهزيسيتي رو با وعده روزي 350 هزار تومان لباس و مچ بند سبز تنشان كردند و بين طرفداران موسوي پخششان كردند تا آشوب كنند.
ديشب هم كه ديديد نداآقسلطان توسط نيروهايي ديگر كشته شده. بدبختا نميدونند ديوار موش داره موش هم گوش داره. انگار ما نميدونيم جنازه ندا رو به خانواده اش ندادند تا پول تيري كه بهش خورده بود رو ازشون بگيرن ميگفتن بايد 27 هزار تومان بابت حق تير به دولت بدين تا جنازه رو بعد از مصاحبه تلويزيوني تحويلتون بديم.
بهمن | June 26, 2009 8:16 PM