سرمیاد زمستون از سرزمین رویایی
ABBA-The Winner Takes It All Live 1980
Mireille Mathieu - Bravo Tu as Gagné (ABBA)
اجرای ترانه مرغ سحر با صدای دو هنرمند هلندی

« خبرها ۱۴ | صفحه اصلی | خبرها ۱۵ »
یكی از دوستان گل كامنتی گذاشته كه حرف دل خیلی از ما میتونه باشه. این پست تقدیم به این دوست است كه نه وبلاگ دارد و نه دسترسی به فیسبوك. امیدوارم كسانی كه در این نوشته ازشون نامبرده شده، یه كمی به خودشون بیاند این روزها. گاهی بد نیست آدم بدونه كی دهنش رو باید ببنده و كی باز كنه. منم میخواستم به كسانی هم كه از این اوضاع استفاده می كنند و تكرار میكنند "دیدید گفتیم" و " ما كه بهتون گفته بودیم"، بگم كه اصلا در عقل كل بودن شما حرفی نیست. اگرمرهم نمیگذارید به زخم ما، كاش نمك هم نمیپاشیدید. (نازخاتون)
*مي خواستم حرفي بزنم خطاب به تحريمي هاي فرصت طلب (نه تحريمي هاي همراه ما) و نمي دانستم كجا. وبلاگ ندارم و دستم به فيس بوك نمي رسد. حتي خواستم به اين جناب نوري علا كه در گويا نيوز مطلبش در مي ايد چيزي بگويم ولي نمي خواستم از ايميل شخصيم استفاده كنم. تو را بخدا چرا اين ها نسشته اند و به ريش مردم مي خندند كه چرا راي داديد و شعارهاي مردم را به ميل خود تفسير مي كنند؟هر كس هر جور مي تواند از قول ما بگويد كه حق ندارند زير باد كولر و كنار فنجان قهوه شان بنشينند و به ما كه باتوم مي خوريمم و هزار دردسر ديگر كه آنها نمي دانند داريم بقبولانند كه ما با نامزدهاي اصلاح طلب بيشتر مشكل داريم تا با حكومت! من به شخصه با اين جنابان {ديديد گفتم} ها بيشتر از همه مشكل دارم! (اين متن را در يكي دو وبلاگ ديگه هم مي گذارم)
**به همه دوستان:خواهش مي كنم نوشته هاي بابك داد را بخوانيد
www.babakdad.blogspot.com
و كمك كنيد قبل از آنكه دنيا فراموش كند يا تصميم بگيرد در امور داخلي ايران! دخالت نكند همه را متوجه كنيم كه چه بلايي دارد سرمان ميايد.لطفا هركه ساز خودش را ميزند و براي تفكر گروه خودش تبليغ ميكند را هم قانع كنيد كه دست از چند دسته كردن مردم دست بردارد و به كمك هدف واحد نجات از اين وضع بيايد.
پینوشت. نوشتهی "نزن سردار! نزن! " رو حتما بخونید.
نظرها
وقتی نوشته اسماعیل نوری علا رو خوندم ، احساس می کردم که چقدر تنهاییم . چقدر داره به ما ظلم میشه . باور کن کم مونده بود گریه ام بگیره . تو این وانفسای بی خبری ، این نوشته ها خون به دل میکنه . من واقعا نمی فهمم که این آقایون نمی تونن برای یک مدت حرف نزنن ؟!
لیلا | June 27, 2009 12:21 PM
میفهمم چی میگی لیلا جون. به اونا فكر نكن. به كسانی فكر كن كه این روزها از همدلی و همیاری سنگ تمام گذاشتند. گاهی باورم نمیشه. نمیدونی چه صحنههایی دیدم این روزها. از پیرزن و پیرمردها كه با ویلچر اومدند كه همبستگیشون رو با مردم ایران نشاون بدند. این هم میگذارد نازنین...
نازخاتون | June 27, 2009 3:59 PM
ممنونم عزيز. من و تو/ به درخت و آب و آينه پيوستيم/ و نترسيديم
negar | June 27, 2009 11:12 PM