French weblog

روزمره‌ها

.....................

دوشنبه ۷ تیر ۱۳۸۹

...................

نظرها (9) | ۱۸:۱۸

آرشيو

لينک‌های روزانه

سرمیاد زمستون از سرزمین رویایی

افشین مقدم- میترسم

قدغن -شهريار قنبري

بردی از یادم: دلکش و ویگن

ABBA-The Winner Takes It All Live 1980

Mireille Mathieu - Bravo Tu as Gagné (ABBA)

اجرای ترانه مرغ سحر با صدای دو هنرمند هلندی


آرشيو + RSS

تماس

nazkhatoun25 [at] yahoo [dot] com

سايت‌ها

مدرسه ی فمینیستی
زنستان
ميدان زنان
تغيير برای برابری
کانون زنان ايرانی
کتابخانه زنان
ماهنامه​ی زنان
هفتان
روز آن​لاين
ايران امروز

وبلاگ‌ها

آرشيو

June 2010
May 2010
April 2010
March 2010
February 2010
January 2010
December 2009
November 2009
October 2009
September 2009
August 2009
July 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007

پشتيبانی

RSS + Atom
Movable Type 3.35


« خبرها ۱۴ | صفحه اصلی | خبرها ۱۵ »

شنبه ۶ تیر ۱۳۸۸

یكی از دوستان گل كامنتی گذاشته كه حرف دل خیلی از ما می‌تونه باشه. این پست تقدیم به این دوست است كه نه وبلاگ دارد و نه دسترسی به فیس‌بوك. امیدوارم كسانی كه در این نوشته ازشون نامبرده شده، یه كمی به خودشون بیاند این روزها. گاهی بد نیست آدم بدونه كی دهنش رو باید ببنده و كی باز كنه. منم می‌خواستم به كسانی هم كه از این اوضاع استفاده می كنند و تكرار می‌كنند "دیدید گفتیم" و " ما كه بهتون گفته بودیم"، بگم كه اصلا در عقل كل بودن شما حرفی نیست. اگرمرهم نمی‌گذارید به زخم ما، كاش نمك هم نمی‌پاشیدید. (نازخاتون)

*مي خواستم حرفي بزنم خطاب به تحريمي هاي فرصت طلب (نه تحريمي هاي همراه ما) و نمي دانستم كجا. وبلاگ ندارم و دستم به فيس بوك نمي رسد. حتي خواستم به اين جناب نوري علا كه در گويا نيوز مطلبش در مي ايد چيزي بگويم ولي نمي خواستم از ايميل شخصيم استفاده كنم. تو را بخدا چرا اين ها نسشته اند و به ريش مردم مي خندند كه چرا راي داديد و شعارهاي مردم را به ميل خود تفسير مي كنند؟هر كس هر جور مي تواند از قول ما بگويد كه حق ندارند زير باد كولر و كنار فنجان قهوه شان بنشينند و به ما كه باتوم مي خوريمم و هزار دردسر ديگر كه آنها نمي دانند داريم بقبولانند كه ما با نامزدهاي اصلاح طلب بيشتر مشكل داريم تا با حكومت! من به شخصه با اين جنابان {ديديد گفتم} ها بيشتر از همه مشكل دارم! (اين متن را در يكي دو وبلاگ ديگه هم مي گذارم)

**به همه دوستان:خواهش مي كنم نوشته هاي بابك داد را بخوانيد
www.babakdad.blogspot.com
و كمك كنيد قبل از آنكه دنيا فراموش كند يا تصميم بگيرد در امور داخلي ايران! دخالت نكند همه را متوجه كنيم كه چه بلايي دارد سرمان ميايد.‏لطفا هركه ساز خودش را ميزند و براي تفكر گروه خودش تبليغ ميكند را هم قانع كنيد كه دست از چند دسته كردن مردم دست بردارد و به كمك هدف واحد نجات از اين وضع بيايد.


پی‌نوشت. نوشته‌ی "نزن سردار! نزن! " رو حتما بخونید.



نظرها

وقتی نوشته اسماعیل نوری علا رو خوندم ، احساس می کردم که چقدر تنهاییم . چقدر داره به ما ظلم میشه . باور کن کم مونده بود گریه ام بگیره . تو این وانفسای بی خبری ، این نوشته ها خون به دل میکنه . من واقعا نمی فهمم که این آقایون نمی تونن برای یک مدت حرف نزنن ؟!

لیلا | June 27, 2009 12:21 PM

می‌فهمم چی میگی لیلا جون. به اونا فكر نكن. به كسانی فكر كن كه این روزها از همدلی و همیاری سنگ تمام گذاشتند. گاهی باورم نمیشه. نمی‌دونی چه صحنه‌هایی دیدم این روزها. از پیرزن و پیرمردها كه با ویلچر اومدند كه همبستگیشون رو با مردم ایران نشاون بدند. این هم میگذارد نازنین...

نازخاتون | June 27, 2009 3:59 PM

ممنونم عزيز. من و تو/ به درخت و آب و آينه پيوستيم/ و نترسيديم

negar | June 27, 2009 11:12 PM

ارسال نظر