سرمیاد زمستون از سرزمین رویایی
ABBA-The Winner Takes It All Live 1980
Mireille Mathieu - Bravo Tu as Gagné (ABBA)
اجرای ترانه مرغ سحر با صدای دو هنرمند هلندی

« شیرینكاریهای صدا و سیمای مثلن ملی ما | صفحه اصلی | نتیجهی انتخابات را دزیدید آقا؟ »
چون دارم از "درد مشترك" جگرسوز خشم سه ماهه می پكم (همون میتركم تهرانیها)، دیدم تنها راه آرامش پیدا كردنم اینه كه این پست رو بنویسم و تمام سرودها و اهنگهایی رو كه تا حالا دیدم و پیدا كردم اینجا بذارم. این هم پیشدرآمد روز قدس است كه انگار قراره سبز بشه...
اگر سرودی رو از قلم انداختم لینكش رو بگذارید تا اضافه كنم.
۱- رزم مشترک [همراه شو عزیز] با صدای استاد شجریان تا چشم كیهانیان دو تا بشود.
۲- همراه شو عزیز با صدای نامجو
۳- سر اومد زمستون ورژن خانگی
۴- ای ایران! ناظری-لطفی (دوستش دارم این سرود رو)
نیرنگ بدكاران! بیداد خونخواران! در تو هنگامهها انگیخت
آتش و خون به هم آمیخت! كرد خاك تو را لالهپوش! خون به دلها آمد به جوش...
آهای آهای ما این سرودها رو سالها خوندیم تو اون سیستم آموزشی عوضی...
۶- خون بها - تفدیم به شهدای راه آزادی (من عاشقانه این سرود رو دوست دارم)
قسم به بوسه آخر، قسم به تیر خلاص
قسم به خون شقایق، نشسته بر تن داس
قسم به آتش پنهان به زیر خاکستر
قسم به ناله مادر، قسم به بغض پدر
۷- خون ارغوانها، منوچهر همايونپور
۸- خداحافظ زیبا! (Bella Ciao)
۹- وطنم: اولین سرود ملی ایران، دریا دادور
۱۰- میمیرم - تقدیم به مادران شهیدان سبز، شاهکار بینش پژوه
۱۱- ندای آزادی، تقدیم به گلهای پرپرشدهی این روزها
۱۲- از این شبهای ناباور
۱۳- سر اومد زمستون + خس و خاشاک / ورژن جدید
۱۴- آن خس و خاشاک تويی (شاهكار بود و هست این سرود)
۱۵- مرغ خونین سحر
۱۶- ندای سهراب (این سرود رو هم عاشقانه دوست دارم)
خبر اومد زمستون داره میره
سكوت از شهر تیره پر می گیره
خبر اومد كه مردم تو خیابون
تموم عاشقا جمعند تو میدون
خبر اومد ندا غلتیده در خون
نذاره جون بده آزادی آسون
خبر اومد كه خون شد قلب سهراب
ترانه رو سوزونده دست بیداد
نظرها
دوست عزیز لینکها مشکل داره و دانلود نمیشه
سکوت | September 16, 2009 9:01 AM
نازخاتون گرامی در نوشته قبلی شما به کامنتم گویی تیر غیبی که اینروزها زیاد هم هست اصابت کرد و در چاهی غیب شد که نوشته بودم از اینکه دوباره هستید شادم و اما در مورد این نوشته که این حال و روز همه ما بویژه ماها که دوریم میباشد همان درد مشترک . . .
حسین . امیریه | September 16, 2009 9:31 AM
سكوت جان اگر ایران باشی یوتوب فیلتر شده و باید از فیلتر شكن استفاده كنید. ولی خارج از ایران فكر كنم مشكلی نباشه.
نازخاتون | September 16, 2009 11:01 AM
در سبزي جمعه سرودها خواهيم خواند
asa | September 16, 2009 12:38 PM
salam
az ghalametoon khosham miyad. shoma hazer javab hastin .
didgah hatoon ham jalebe.
baz ham behetoon sar mizanam
mikhastam nazare khosoosi bezaram amma zaheran ein ja nemishe
paniz | September 16, 2009 2:16 PM
نازناز گلم
فدای اون دل خوشگلت که برای من تنگ شده عزیزم، بــــوس مـــاچ های فراوان نازنینم.
فکر میکنی چرا من حمله جدید و گریه های بسیارم باعث شد 5000 میلی کورتیزون پس از سه سال هومئوپاتی،را دچار بشم!؟
دوشنبه هم میرم کوور که مسافرت پزشکی است...
به هر حال باید مایی که غربت زده ایم تنها آرزوی پیروزی مردم ایران را که بر علیه اینان هستند را بکنیم.
فدایت، اگر شماره تلفنت را برایم میل بزنی، منم پیش از سفرم بهت زنگ میزنم.
به آقای همسر جونت درود های فراوان من را بگو.
فدایت و بدرود.
شهلا | September 17, 2009 1:56 AM
salam nazkahtoun jan mano nemidoonam yadete ya na emshab bad az modatha be inja sar zadam va didam che kare ghashangi kardi manam ba ejazat haminkare toro tooye groupe facebookam kardam in rooza bad joori mostasal hastam . kashki Iran boodam.l
phenomi | September 17, 2009 5:53 PM
phenomi جانم البته كه تو رو یادم میاد. كجایی جان دل؟ خوشحالم كه خوبی و خوشحالتر كه از خودت خبری دادی... منم دلم میخواست ایران بودم مخصوصا امروز:)
نازخاتون | September 17, 2009 8:06 PM
نوشته زیر را که تا کنون برای شماری از رسانه ها فرستاده ام،برایتان ارسال می دارم ،به این امید که شما نیز با انتشار آن،مرا
درغبارزدایی از این سوء تفاهم یاری نمائید. بادرود و سپاس.جعفر مرزوقی(برزین آذرمهر)
کوششی در رفع یک سوء تفاهم
شعر"رزم مشترک"(همراه شورفیق) از جمله شعرهای مجموعه ی"بپا خیز ایران من" سروده ی" برزین آذرمهر" جعفر مرزوقی است که نخستین بار در سال۱۳۵۵ به همت انتشارات ارانی وابسته به حزب توده ایران،در خارج از کشور،وبعد ها،در سال ۱۳۵۸توسط "نشر صلح "به سر پرستی آقای ناصرموذن در ایران منتشر گردید.این شعر همان زمان ها، البته بی آن که من در جریان آن قرار بگیرم، به ابتکار هنرمند چیره دست پرویز مشکاتیان و با هنرمندی استاد شجریان به صورت سرود رزمی در آمد و امروز شاهد اجراهای دیگری نیز از آن هستیم. علاوه بر آن شعر "محبوب من وطن" با آواز شهرام ناظری وشعر دیگری نیز از همین مجموعه، آن گونه که در سایت رسمی زنده یاد مشکاتیان آمده است، برای تنظم آهنگ "پیروزی"مورد استفاده ی استاد قرار گرفته است .
از آنجا که شعر"رزم مشترک" و اساسا خود مجمو عه ی"بپا خیز ایران من "تا مدتها به شاعر پر آوازه ی ما سیاوش کسرایی ،نسبت داده می شد،و حتی این جا وآن جا به نام او به چاپ هم رسید، بنا به توصیه ی برخی دوستان، بهتر دیدم یادداشت کوتاهی همراه این شعر کنم و بدین ترتیب بکوشم تا شاید به این توهم سرسخت ،ریشه دار و حتی گاه آزار دهنده که هنوز که هنوز است پایداری نشان میدهد،پایان بدهم.
به گمان من شما هم همچون من، بر این باورید که به هیچ وجه گوارا نیست که شاعر اثری،هر بارخود را در وضعیتی بیابد که مجبور باشد دلیل و مدرک بیاورد تا ثابت کند،شعری که خود او سروده ،متعلق به دیگری نیست و تازه همیشه موفق هم نباشد!
بی شک شما بهتر از من می دانید که در افتادن با توهمی که بر اثرنفوذ برخی از رسانه ها گروهی،جا باز کرده و گسترش یافته، کارچندان ساده ای نیست،مگر آن که با سلاح برابر به جنگ آن رفت.دلیل رویکرد من به شما این است.
درضمن به آن هایی که شک و یقین شان در این مورد، نیرومند تر ازآن است که آماده ی پذیرش چیزی غیر آن باشند ،پیشنهاد می کنم، دست کم به فهرست مجموعه ی کامل شعرهای زنده یاد سیاوش کسرایی ،از انتشارات،"نشر کتاب نادر" سال ۱۳۸۴، مراجعه کنند و اگر در آن، اثری از مجموعه شعر"بپا خیز ایران من"و یا شعر هایی که از این مجموعه به آن شاعر پر آوازه ،نسبت داده می شود ،یافتند ،بر باور خود اصرار ورزند!
با احترام و سپاس.جعفر مرزوقی(برزین آذرمهر)
رزم مشترک
همراه شو رفیق!
تنها
ممان به درد!
کین درد مشترک
هرگز جدا جدا
درمان نمی شود!
دشوار زندگی
هرگز برای ما
بی رزم مشترک
آسان نمی شود!
تنها
ممان به درد!
همراه شو رفیق!
تیر ماه ۱۳۵۲
برزین آذرمهر
ودر پایان این شعر را نیز می افزایم که هنوز در مجموعه ای نیامده است.
به مرغان ِ شب شکن!
بر صخره ها،
غریو پلنگان تیز چنگ،
بر گرده ها،
کبودی شلا ق های باد...
بگذار
چابکانه بتازم به دره ها ،
در چشمه های ژرف،
بشویم ملال راه!
اندوه آهوانه ی دیرین
رها کنم!
پر شور،
نعره های پلنگانه،
سر دهم!
در د یولاخ شب
هربند،
بگسلم!
خرسنگ های سخت
پر خشم
بشکنم!
از تیغه های کوه
رهوار،
برشوم!
ماننده ی عقاب
پر خاشگر
شوم!
تا اوج بر کشم
تن خونین و
زنده را!
تا از فراز قله ی مغرور
بنگرم،
صبح دمند ه را!
برزین آذرمهر
برزین آذرمهر(جعفر مرزوقی) | December 17, 2009 12:10 PM