French weblog

روزمره‌ها

.....................

دوشنبه ۷ تیر ۱۳۸۹

...................

نظرها (4) | ۱۸:۱۸

آرشيو

لينک‌های روزانه

سرمیاد زمستون از سرزمین رویایی

افشین مقدم- میترسم

قدغن -شهريار قنبري

بردی از یادم: دلکش و ویگن

ABBA-The Winner Takes It All Live 1980

Mireille Mathieu - Bravo Tu as Gagné (ABBA)

اجرای ترانه مرغ سحر با صدای دو هنرمند هلندی


آرشيو + RSS

تماس

nazkhatoun25 [at] yahoo [dot] com

سايت‌ها

مدرسه ی فمینیستی
زنستان
ميدان زنان
تغيير برای برابری
کانون زنان ايرانی
کتابخانه زنان
ماهنامه​ی زنان
هفتان
روز آن​لاين
ايران امروز

وبلاگ‌ها

آرشيو

June 2010
May 2010
April 2010
March 2010
February 2010
January 2010
December 2009
November 2009
October 2009
September 2009
August 2009
July 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007

پشتيبانی

RSS + Atom
Movable Type 3.35


« سپاس | صفحه اصلی | بهنود را تنها نگذاریم »

گل‌های كاغذی

دوشنبه ۱۳ مهر ۱۳۸۸

این روزها در خانه‌است. كنار من. هر روز صبح زود كه از خواب بیدار میشود اولین كاری كه می كند، كنارزدن پرده و بازكردن پنجره‌ی فرانسوی اتاق خوابمان است.

من ساعت‌ها قبل از او بیدار شده‌ام. دور از چشم پرستار مهربان، آرام و بی‌صدا به طبقه‌ی پایین خزیده‌ام. لیوانم را پر از شیر وانیلی سویا كرده‌ام. آرام‌تر از قبل به رختخواب گرم و نرم، كنار بدن گرمش، برگشته ام و شیرم را نوشیده ام. در سكوتی كه گاهی بدجنسانه رنگ می‌بازد تا بیدارش كند. ساعت كنار تختمان ۶:۳۰ صبح را نشان می‌دهد. شیرم را می‌نوشم و به آواز پرنده‌ای در روی درخت بلوط گوش می‌دهم و منتظرش می مانم...

هر روز صبح زود كه از خواب بیدار میشود اولین كاری كه می كند كنارزدن پرده‌ی اتاق خوابمان است.گل‌های قرمز و صورتی كه روی بالكن كاشته، نیمی از بالكن را پر كرده‌اند. زیبایی رنگ گل‌ها با لبخند دوست‌داشتنی، لطیف و مهربانش كه در هم می‌آمیزد، از یادت می‌برد كه پاییز دیگر شروع شده. برگ‌های ریخته‌ی درختان بر روی سنگفرش كوچه را از یاد می‌بری. می‌دانی كه چشمانت تماشاگر زیبایی گل های كاغذی روی بالكن خواهد بود. گل‌های كاغذی رنگارنگی كه تن نحیفشان را به دست باد ملایم پاییزی می‌دهند. می‌رقصند و كرشمه می‌آیند در برابر چشمانت. تمام شادی و زیبایی زندگی را در برابر دیدگانت به نمایش می گذارند. ْغم و درد را می‌برند با خود به دوردست‌ها...

كاش می‌شد گل‌های كاغدی رنگی را روی بالكن همه‌ی خانه‌ها كاشت...

پی‌نوشت. فرصت كردید، گاهی به لینك‌هایی كه در قسمت "لینك‌های روزانه"، سمت چپ صفحه می‌گذارم، توجه كنید. سعی می‌كنم لینك‌هایی به غیر از یوتوب هم بگذارم اونجا كه بچه‌های ایران كه احیانا دسترسی به فیل- ترش- كن ندارند، بتونند آونا رو تماشا كنند و بخونند.



نظرها

پائیز گرچه زیباست ولی من آن‌را دوست ندارم که پیام‌اور سکوت، سیاهی و سرمای زمستان است.

عمو اروند | October 5, 2009 8:40 PM

امیدوارم هرچه زودتر حال هردوتان خوب خوب خوب بشود تا بتوانید از این پاییزی که بهاری بهارانه را نوید می دهد لذت ببرید.

افرا و پاییز | October 7, 2009 6:57 AM

hi . yade tamame raftegan be kheyr. take care .and be strong my dear

seny | October 7, 2009 8:38 AM

ارسال نظر