French weblog

روزمره‌ها

.....................

دوشنبه ۷ تیر ۱۳۸۹

...................

نظرها (4) | ۱۸:۱۸

آرشيو

لينک‌های روزانه

سرمیاد زمستون از سرزمین رویایی

افشین مقدم- میترسم

قدغن -شهريار قنبري

بردی از یادم: دلکش و ویگن

ABBA-The Winner Takes It All Live 1980

Mireille Mathieu - Bravo Tu as Gagné (ABBA)

اجرای ترانه مرغ سحر با صدای دو هنرمند هلندی


آرشيو + RSS

تماس

nazkhatoun25 [at] yahoo [dot] com

سايت‌ها

مدرسه ی فمینیستی
زنستان
ميدان زنان
تغيير برای برابری
کانون زنان ايرانی
کتابخانه زنان
ماهنامه​ی زنان
هفتان
روز آن​لاين
ايران امروز

وبلاگ‌ها

آرشيو

June 2010
May 2010
April 2010
March 2010
February 2010
January 2010
December 2009
November 2009
October 2009
September 2009
August 2009
July 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007

پشتيبانی

RSS + Atom
Movable Type 3.35


« بهنود را تنها نگذاریم | صفحه اصلی | دیروز دل آرا دارابی ، امروز بهنود شجاعی .. فردا ؟ »

بهنود هم قربانی شد

یکشنبه ۱۹ مهر ۱۳۸۸

از فیس‌بوك: گفتند بهنود روی پای مادر مقتول افتاد و التماس کرد. میگفتند خواهر مقتول هم روی پای مادرش افتاد تا نگذارد بهنود اعدام شود. میگفتند برادر مقتول لحظه ی آخر رضایت داد ، میگفتند پدرش ساکت بود.
و گفتند مادر مقتول یک نه محکم گفت و صندلی را از پای بهنود کشید و بهنود در هوا رها شد ، با طنابی دور گردن...

اسم این كار بربریت و جنایت است. لطفا كسی پیغام نذاره كه اگر "بچه‌ی خودت بود چی كار می‌كردی؟ اگر برادر خودت بود چی؟" به هیچ كدوم از این كامنت‌ها جواب نمیدم. از این بحث‌های ت خ م ی خسته شدم دیگه. ‌اسم این كار بربریت است و وحشی‌گری. قصاص!

قانون برای اصلاح است و تنبیه فرد خاطی تا پی به اشتباهش ببرد و اصلاح شود، نه كشتنش. بهنود قربانی جامعه‌ی پرخطای ماست. خانواده‌ی مقتول هم قربانی اند. و این دور باطل همچنان پابرجاست...

از وبلاگ محمد مصطفایی عزیز كه حالش را هیچ‌كس نمی‌فهمد این روزها...

"...به گفته محمد مصطفایی تا آخرین لحظات نیز تلاش ها برای نجات بهنود شجاعی صورت گرفت. در آخرین لحظات به مادر مقتول گفته شد بهنود مادر ندارد تا برایش گریه کند و او پاسخ داد: «کاش من هم نبودم تا مرگ فرزندم را ببینم.»
مادر احسان از مسوولان اجرای حکم می خواهد طناب را بر گردن بهنود بیندازند تا تصمیم نهایی خود را بگیرد. به گفته شاهدان، مسوولان اجرای حکم و حتی خود مادر فکر می کردند شاید با دیدن طناب بر گردن بهنود اعلام رضایت از متهم اعلام شود.
بهنود در میان صدای جمعیتی که برای نجاتش دعا می خواندند به خانواده اولیای دم التماس کرد و به پای آنها افتاد تا او را ببخشند و پس از آن در حالی که هنوز باور نمی کرده که ممکن است اعدام شود، طناب را دور گردنش می اندازند.
اما در نهایت مادر داغ دار حاضر به رضایت نشد و به همراه پدر احسان طناب دار را با دستان خود کشید و صندلی از زیر پاهای بهنود بر زمین افتاد و به این ترتیب ساعت پنج صبح روز گذشته بهنود دیگر زنده نبود و مادری فرزند از دست داده نیز شاهد و مجری حکم اعدام قاتل فرزندش شد."

پی‌نوشت. البته باز به خواهر مقتول. باور دارم دختران و زنان آینده سبب تغییرات بزرگی خواهند شد.

صدا گرفته بود، تنها گفت تمام شد، بهنود اعدام شد / علیرضا فیروزی



نظرها

نازخاتون عزيزم اين اتفاق ها همچنان مي افته ولي يكي از دوستان وبلاگي يه پيشنهاد داشت كه به نظرم از ديدن مادارن و پدران مقتولين كارسازتره اينكه يه فيلمي ساخته بشه و مصاحبه بشه او اولياي دم سالهاي قبل اينو اينجا ميگم كه اگه صلاح ميدوني از اون نوشته يه لينك بذاري توي وبلاگ خودت !
آدرسش رو ميذارم برات
www.ommidvar.blogfa.com

آن شرلي | October 12, 2009 12:01 AM

آن شرلی گلگلی ممنون از پیشنهادت. بوسسس

نازخاتون | October 12, 2009 8:30 AM

ارسال نظر