صدایش را دوست دارم. خنده هایش را عاشقم. نگرانیهایش را اما كشته مرده. دریا، اقیانوس و خاك و زمین، فاصله انداخته بین من و او. عاشقم به اینكه به او زنگ بزنم و برایش از اولین تجربهی كوفته سبزی پختن در اولین روز تعطیلات بگویم. او هم گاهی تعجب كند و بگوید: "مامان جون آخه كی تخممرغ توی مواد كوفته سبزی میریزه؟" بعد با مهربانی بگوید: "حالا خوب شده بود؟"
بعد بفهمم كه گشنیز را فراموش كرده بودم كه به مواد اضافه كنم. نعنا را اضافی ریخته بودم. آبش كم بوده. گوشتش كم بوده. برنج و لپه كه پختن نمیخواسته. ورز و مالش مواد كوتاه بوده. سبزی اش كم بوده و سفیدی كوفتهها به خاطر آرد سفیدی است كه در نبود آرد نخوچی به مواد اضافه كرده ام.
عاشقم كه از او دستور شوربا بپرسم. و او بگوید: این و این و آن و آن را بریز. وقتی شوربایم را كه برای مهمان مریض از راه دور رسیده پخته ام، میچشم، مزهی مامان را میدهد. باز آن را میچشم. میخواهم مزه و بو و طعم و عطر مامان را بیشتر درك كنم...
پل بروكین نیویورك و طومار سبز سبز ۳
پل بروكین نیویورك و طومار سبز سبز ۲
پل بروكین نیویورك و طومار سبز سبز ۱
برای تو ...که نامت را نمی دانم (حتما بخوانید و ببینید)
جنبش سبز در نیویورک : تظاهرات مقابل هتل الف نون ۲
جنبش سبز در نیویورک : تظاهرات مقابل هتل الف نون ۱
اجرای بسیاربسیار زیبا از سر اومد زمستون / خاشاك

« سوتین، كرست یا ... بند | صفحه اصلی | مهرداد بزرگ را آزاد كنید! »
یعنی چی؟
من شوكه شدم!
كردان با اون همه سر و صدا و فضاحتی كه به بار آورد با مدرك قلابی و كلاه گشاد سر ملت ایران گذاشتن، مرد؟
داستان كردان هم پایان گرفت!
هم خنده ام گرفته از همون خنده های عصبی، هم باورم نمیشه، هم دلم یهو براش سوخت!
نظرها
این کردان همه چیش خنده داره حتی مرگش
یعنی آدم اینقدر سوژه دست مردم بده که با خبر مردنش هم همه خنده شون بگیره!
زینب | November 22, 2009 11:29 PM
مرگ کردان هم کمی مشکوک است از بس خبرهای عجیب آدم میشنوه من فکر نکنم این مرگ مرگ طبیعی باشه البته باز خدا میدونه
ماری | November 23, 2009 12:41 AM
امیدوارم بقیه اونقدر زنده بمونن که محاکمه بشن و مردم محاکمهی اونها رو ببینن. اگر هم بخوان زودتر بمیرن امیدوارم مثل این کردان با عذاب بمیرن. معلوم نیست محاکمهی دیگهای برقرار باشه یا نه.
محمد عباسپور | November 24, 2009 12:16 AM
سلام
سال 86 يه پست درمورد اينكه نميخواين بچه بيارين گذاشته بودين.آيااون يه حكايت از زندگي خودتون بود ؟ اگر بود هنوزم بچه ندارين ؟
م ه | November 25, 2009 1:56 AM
مدرکشو لای کفنش گذاشتن...من مطمئنم!!!ها ها ها
افرا و پاییز | November 25, 2009 3:47 AM
جالب بود. به منم سر بزن .
احسان | November 26, 2009 4:17 AM