French weblog

روزمره‌ها

.....................

دوشنبه ۷ تیر ۱۳۸۹

...................

نظرها (9) | ۱۸:۱۸

آرشيو

لينک‌های روزانه

سرمیاد زمستون از سرزمین رویایی

افشین مقدم- میترسم

قدغن -شهريار قنبري

بردی از یادم: دلکش و ویگن

ABBA-The Winner Takes It All Live 1980

Mireille Mathieu - Bravo Tu as Gagné (ABBA)

اجرای ترانه مرغ سحر با صدای دو هنرمند هلندی


آرشيو + RSS

تماس

nazkhatoun25 [at] yahoo [dot] com

سايت‌ها

مدرسه ی فمینیستی
زنستان
ميدان زنان
تغيير برای برابری
کانون زنان ايرانی
کتابخانه زنان
ماهنامه​ی زنان
هفتان
روز آن​لاين
ايران امروز

وبلاگ‌ها

آرشيو

June 2010
May 2010
April 2010
March 2010
February 2010
January 2010
December 2009
November 2009
October 2009
September 2009
August 2009
July 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007

پشتيبانی

RSS + Atom
Movable Type 3.35


« January 2010 | Main | March 2010 »

باز الی...

دوشنبه ۳ اسفند ۱۳۸۸
باز "درباره‌ی الی" را دیدم. باز نفسم گرفت آنجاهایی كه باید نفست بگیرد. باز سكوت سنگین تلمبار شد بر سالن سینما. باز صدای خروش خزر بود و بس. باز شرافت انسانی قربانی شد. باز الی در دل دریا گم شد. باز دروغ گفته شد. باز دروغ شنیده شد. باز نفس...
+ ادامه

سه شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۸۸
دلنشین‌ترن اتفاق این روزها، خواندن كامنت‌هایی ست كه از سد بی‌شعوری ف ی ل ترگذاران سالم عبور كرده‌اند. سپاس نازنین دوستان......
+ ادامه

تیتر و میتر رو بی خیال:)

یکشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۸
ما پریشب فیلم "حیران" اولین فیلم بلند شالیزه عارف‌پور را دیدیم. شالیزه كه با لباس زیبای محلی‌اش به روی صحنه آمد و به تماشاگران خوش‌آمد گفت، از به روی صحنه ‌آمدن فیلمش در ایران خبر داد. البته یك روز بعد از اینكه ما آن را در لس آنجلس تماشا كردیم....
+ ادامه

روزی روزگاری دهه‌ی ‌فجر

چهارشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۸
معلم فیزیك جدی و بداخلاق ولی دوست‌داشتنی كه وارد كلاس شد، تخم مرغ خالی شده و بعد پرشده با كاغذ رنگی را بالای سرش به طاق كوبیدیم. مانتوی طوسی و مقنعه‌ی سیاهش زیر كاغذهای رنگی، به رنگین كمان می‌ماند انگار. لبخند عاقل اندر سفیه و چشمان تمسخرآلودش هنوز به خاطرم...
+ ادامه

سه شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۸
این روزها حالم از خیلی چیزها داره به هم می‌خورد. عادت داشتیم داستان‌های مربوط به "انگیزیسیون" را در كتاب‌ها بخوانیم و در فیلم‌ها تماشاگرش باشیم. به بركت چوب پنبه مغزانی، هم دیدیمش، هم شنیدیمش و هم خواندیمش و هم زندگی كردیمش و خواهیم كرد. تاریخ كشور من باز شرمنده...
+ ادامه