« January 2010 |
Main
| March 2010 »
باز الی...
دوشنبه ۳ اسفند ۱۳۸۸
باز "دربارهی الی" را دیدم. باز نفسم گرفت آنجاهایی كه باید نفست بگیرد. باز سكوت سنگین تلمبار شد بر سالن سینما. باز صدای خروش خزر بود و بس. باز شرافت انسانی قربانی شد. باز الی در دل دریا گم شد. باز دروغ گفته شد. باز دروغ شنیده شد. باز نفس...
+ ادامه
سه شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۸۸
دلنشینترن اتفاق این روزها، خواندن كامنتهایی ست كه از سد بیشعوری ف ی ل ترگذاران سالم عبور كردهاند. سپاس نازنین دوستان......
+ ادامه
تیتر و میتر رو بی خیال:)
یکشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۸
ما پریشب فیلم "حیران" اولین فیلم بلند شالیزه عارفپور را دیدیم. شالیزه كه با لباس زیبای محلیاش به روی صحنه آمد و به تماشاگران خوشآمد گفت، از به روی صحنه آمدن فیلمش در ایران خبر داد. البته یك روز بعد از اینكه ما آن را در لس آنجلس تماشا كردیم....
+ ادامه
روزی روزگاری دههی فجر
چهارشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۸
معلم فیزیك جدی و بداخلاق ولی دوستداشتنی كه وارد كلاس شد، تخم مرغ خالی شده و بعد پرشده با كاغذ رنگی را بالای سرش به طاق كوبیدیم. مانتوی طوسی و مقنعهی سیاهش زیر كاغذهای رنگی، به رنگین كمان میماند انگار. لبخند عاقل اندر سفیه و چشمان تمسخرآلودش هنوز به خاطرم...
+ ادامه
سه شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۸
این روزها حالم از خیلی چیزها داره به هم میخورد. عادت داشتیم داستانهای مربوط به "انگیزیسیون" را در كتابها بخوانیم و در فیلمها تماشاگرش باشیم. به بركت چوب پنبه مغزانی، هم دیدیمش، هم شنیدیمش و هم خواندیمش و هم زندگی كردیمش و خواهیم كرد. تاریخ كشور من باز شرمنده...
+ ادامه