French weblog

روزمره‌ها

.....................

دوشنبه ۷ تیر ۱۳۸۹

...................

نظرها (4) | ۱۸:۱۸

آرشيو

لينک‌های روزانه

سرمیاد زمستون از سرزمین رویایی

افشین مقدم- میترسم

قدغن -شهريار قنبري

بردی از یادم: دلکش و ویگن

ABBA-The Winner Takes It All Live 1980

Mireille Mathieu - Bravo Tu as Gagné (ABBA)

اجرای ترانه مرغ سحر با صدای دو هنرمند هلندی


آرشيو + RSS

تماس

nazkhatoun25 [at] yahoo [dot] com

سايت‌ها

مدرسه ی فمینیستی
زنستان
ميدان زنان
تغيير برای برابری
کانون زنان ايرانی
کتابخانه زنان
ماهنامه​ی زنان
هفتان
روز آن​لاين
ايران امروز

وبلاگ‌ها

آرشيو

June 2010
May 2010
April 2010
March 2010
February 2010
January 2010
December 2009
November 2009
October 2009
September 2009
August 2009
July 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007

پشتيبانی

RSS + Atom
Movable Type 3.35


« ... ناله‌های یك روز مانده به آخر هفته | صفحه اصلی | روزی روزگاری دهه‌ی ‌فجر »

سه شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۸


این روزها حالم از خیلی چیزها داره به هم می‌خورد. عادت داشتیم داستان‌های مربوط به "انگیزیسیون" را در كتاب‌ها بخوانیم و در فیلم‌ها تماشاگرش باشیم. به بركت چوب پنبه مغزانی، هم دیدیمش، هم شنیدیمش و هم خواندیمش و هم زندگی كردیمش و خواهیم كرد. تاریخ كشور من باز شرمنده و خجالت‌زده شد. آیندگان كه بخوانندش، چه ها خواهند گفت از این بی‌آبرویی ها. اعدام به خاطر داشتن عقیده‌ای متفاوت؟؟؟

فیلم درگیری سفیر محترم ایران با پلیس فرانسه را كه می‌دیدم، به یادم آمد آخرین بار كه به سفارت ایشان رفتم داشتم شاخ در می‌آوردم. بیشتر از نیمی از كسانی كه دلشان در خوبی آب و هوا و شرایط و موقعیت كشورهای اروپایی قیلی ویلی می‌رود و در پایان دوره‌ی خدمت فرزندانشان را به یادگار در این كشورها به جا می‌گذارند، زبان فرانسه بلد نبودند. باورتان می شود؟ پول نفت ما به كامتان و آش رشته های آغشته به خون فرزندان ایران زمین نوش جانتان!


پی‌نوشت. "م ز د و ر" یعنی كسی كه به خاطر تكه نانی دم تكان می‌دهد. نمونه‌اش "چای امامی" است در پاریس.



نظرها

واقعا ادم ميماند از كدام كرامت دوستان بنويسد! هيچ فكر كرده اي نميشود تصميم گرفت از چه شاهكار بعضيها بيشتر از بقيه شاهكارهايشان ميشودحرص خورد؟

asa | February 3, 2010 12:50 AM

پی نوشتت رو که دیدم یاد اولین سوالی که بازجوی مهرداد ازش پرسیده افتادم. پرسیده بود می دونی مزدور یعنی چی و مهرداد در جوابش گفته بود مزد بگیر و جناب بازجو هم به خاطر این جواب کلی کتکش زده بود.

Anonymous | February 3, 2010 7:22 AM

Je ne savais pas qu'il a été interrogé par les interrogateurs:(

نازخاتون | February 3, 2010 9:37 AM

Merci Nazi jan pour pensé a mois et ton message. bisous

raheleh | February 3, 2010 10:52 AM

Merci Nazi jan pour pensé a mois et ton message. bisous

raheleh | February 3, 2010 11:15 AM

ارسال نظر