« February 2010 |
Main
| April 2010 »
با هم بودنهای مجازی
چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۸۹
یكی از بهترین روزهای زندگیم بود دیروز. سه ساعت با مامان و برادرهام و خواهر جون ها آن لاین بودیم. بهترین عكس این روزها، عكس صفحهی كامپیوترم است با ۴ صفحهی وبكم از سه جای مختلف دنیا. باز دوباره جمع شدیم هممون. البته جمع شدن مجازی. خندیدیم، جیغ زدیم، دلقك...
+ ادامه
آرزوهای بهاری
سه شنبه ۲۵ اسفند ۱۳۸۸
همیشه عاشق این شعر سحر انگیز و جادوویی فریدون مشیری بودهام و از خواندن چندبارهاش لذت میبرم. تا آمدن بهار چند روزی بیشتر فرصت نمانده. به آرزوهایم فكر میكنم برای خودم، خانواده ام، دوستانم و صد البته كشورم. آرزو میكنم در سال نو خورشیدی ۱۳۸۹: شكوه امید را شادی دلها...
+ ادامه
یکشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۸۸
ما رسیدیم به سانتا فی. هوا بارانی ست. اما روزهای قبل چنان خورشید خانوم دست و دلبازی كرد، كه هوای بارانی امروز و فردا را بر او میبخشاییم. چشمانتان را ببندید و لابی زیبای هتلی به سبك اسپانیایی را تصور كنید. دیوارهای اطرافتان به نوبت نارنجی و زرد و خاكیاند....
+ ادامه
تعطیلات
پنجشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۸
باز هم تعطیلات كه فرا میرسد، بار و بنه را برمیداری و راهی كتابخانهی محبوب و دوستداشتنی شهرت میشوی. همان كتابخانه كه كافیشاپش قهوهی فندقی هاوایی دارد. همانی كه یاد پردیس را برایت زنده میكند. در حیاط دلنشین كافیشاپ كه مینشینی، تنت را به دست نوازشهای خورشید بانو میسپاری. آسمان...
+ ادامه