۲۲ خرداد روز زنان بزرگ ايران است. روزی که از درونش کمپین يک مليون امضا تولد يافت. حرکتی که هدفش بالا بردن سطح آگاهی زنان و مردان است نسبت به حقوقی که از آنها دريغ شده است. چه دوستش داشته باشيم و ياریاش کنيم، چه مخالفش باشيم و آزارش دهيم، اين جنبش و حرکت آغاز شده است. روز ۲۲ خرداد روزی ست که زنان بزرگ ايران زمين نشان دادند صلحطلبند و محترم اما حقوق برابر میخواهند. روز ۲۲ خرداد روز مردان و زنان کوچک است که نشان دادند برنمیتابند حرکتی مسالمتجو و آرام را. روزی که نشان دادند تحمل ديدن و رويارويی با بزرگ زنان و مردان ایران را ندارند... روز ۲۲ خرداد روز همهی زنان و مردان بزرگ و آزادانديش است...
زنستان و بزرگداشت پروين پايدار
حکم تاريکخانه اي باقي/اکبر گنجي
تنهايي ملت ايران چند روزه شده است؟ (مهرانگيز کار)
زيباترين اجرای مرغ سحر با صدای هنگامه اخوان!
وقت آزادی از وبلاگ مهرداد عزيز

۲۲ خرداد روز زنان بزرگ ايران است. روزی که از درونش کمپین يک مليون امضا تولد يافت. حرکتی که هدفش بالا بردن سطح آگاهی زنان و مردان است نسبت به حقوقی که از آنها دريغ شده است. چه دوستش داشته باشيم و ياریاش کنيم، چه مخالفش باشيم و آزارش دهيم، اين جنبش و حرکت آغاز شده است. روز ۲۲ خرداد روزی ست که زنان بزرگ ايران زمين نشان دادند صلحطلبند و محترم اما حقوق برابر میخواهند. روز ۲۲ خرداد روز مردان و زنان کوچک است که نشان دادند برنمیتابند حرکتی مسالمتجو و آرام را. روزی که نشان دادند تحمل ديدن و رويارويی با بزرگ زنان و مردان ایران را ندارند... روز ۲۲ خرداد روز همهی زنان و مردان بزرگ و آزادانديش است...

در ۲۷ ربيعالاول ۱۳۲۵ هجری قمری روزنامهی تمدن از بیبیخانم استرآبادی مقالهای منتشر کرد که نوشته بود برخی از افراد
" نظر به منافع شخصی دیدند زنهای پایتخت اگر چیزفهم شوند، زیربار ظلم نخواهند رفت و حقوقی که سالیان دراز خوردهاند یا نزدشان مانده، خواهند خواست."
پی نوشت۱.بی بی خانم استرآبادی یکی از اولین زنان روشنفکری است که مدارس دخترانه را در ایران پایه گذاشت. وی نگاهی انتقادی و تیزبین به مسایل مربوط به زنان و جامعهی ایران آن روز داشته است. وی رسالهی "معایبالرجال" را در جواب "تادیب النسوان" یکی از شاهزادگان قجر نوشته است.
پینوشت۲. نوشتهی بالا تصویری گویا از وضعیت امروز ايران است...
نوشتهی مرتبط۱ / نوشتهی مرتبط ۲

*تاتيانا خاراتيان به مادربزرگ موسيقی در ايران شهرت دارد. وی افزون بر هفتادو پنج سال پيانو نواخته و بيش از ۶۵ سال به تربيت شاگرد در رشتهی پيانو مشغول بودهاست.
**در فروردين ۱۳۱۴ در ايران برای اولين بار اجازهی ورود زنان به دانشگاه صادر شد.

کوکب ناصری ضرابی در سال ۱۳۰۴ مدير مدرسهی نوباوگان ضرابی شد. وی در ۱۳۱۴ مدرسه را گسترش داد و دو سال بعد اقدام به تاسيس کودکستان نمود.
(متاسفانه هيچ عکسی از ايشان پيدا نکردم.)


در فروردين ۱۳۲۸ شمسی دکتر مهرانگيز منوچهريان (۱۳۷۹-۱۲۸۵) کتاب "انتقاد بر قانون اساسی ايران از نظر حقوق زن" را منتشر کرد. وی حقوقدان و در ۱۹۶۸ ميلادی موفق به دريافت جايزهی صلح حقوق بشر شد.

پيرمرد خاموش شد.
باز هم ای-ميل بود و خوابی که هفتهی پيش مرا به آن سرزمين برده بود...
پيرمرد در خوابم ديگر پيرمرد نبود و شال و کلاه کرده بود و عزم به رفتن...
خواب های پريشان ماه هاست به سراغم نمیآيند. شايد هم سالهاست...
دلم برای رفتن پيرمرد آنقدرها نسوخت. يه بی حسی. بی تفاوتی شايد...
خاطراتی که برای همسر بازگو کردم، زرد و سبز و صورتی نبود. سياه بود و گاهی خاکستری...
چای ريخت و نوشيدم و به گلهای بنفشهی باغچه که به تازگی کاشته بود خيره شدم...
گفت خرما بخور! تازه است و پر شهد. باز برگشتم به ان روزی که پيرمرد بینهايت بی انصاف شده بود و چشمانش را بسته بود. ياد فريادهايش گوشم را پر کرد...
جرعهای ديگر از چای داغ بازم گرداند به باغچهی کوچک و بنفشهها که آمدن بهار و نوروز را به خاطرت می آورند...
شب خواهرم از پيرمرد گفت و اخرين نفس هايش. يادم آورد گوشه ای از خاطراتی که برای او صورتی بودند و زرد.
آن روز فريادها، خواهر آن جا نبود و شاید به همین دلیل خاطرات صورتی اش هنوز صورتی بودند و رنگشان نپريده بود...
پيرمرد خاموش شد در يک روز زمستانی...
و هرگز نگفت چرا سرنوشت مادر را در ۱۳ سالگیاش آن گونه رقم زد...
پيرمرد, پدر بزرگم بود که خاموش شد.

اين فيلم کوتاه را که نمايش رقص تهوع آور يک آقای ريشو در جشن عمر (البته به گمان من ) در مسجدی ست را حتما ببينيد. کلمات زشت مردان به هيجان آمده و لب و لوچه آب افتاده از تجسم بر و سينه و باسن و کپل يه زن را بشنويد و ببينيد چه زشت است روی واقعی برخی از مدعيان که "چون به خلوت میروند آن کار ديگر میکنند." زشت است و تهوع آور...

فقط کافيست يک "کليک" ناقابل کنيد و آنگاه دری از علم و دانش به رويتان گشوده خواهد شد. ما که جواب اين همه سوال و مسئله را در چنین کتابهای باارزشی داشتيم چرا بيهوده راه گم کرديم و در پی دانستن به اجنبیان رو آوردیم. آيا شما میدانيد "مابون" کيست و چگونه آدمیزادی در پس عملیاتی محیرالعقول "مابون "و يا روسپی میشود؟ جواب سوالتان در همان يک کليک ناقابل است:

یه فیلم جالب از صدف فروغی که از دستش ندید.
این فیلم کوتاه مستند گوشه هایی از روزمرگی و مشکلات فرحناز شیری( اولین زن رانندهی اتوبوس در تهران) را در جامعهی مردسالار ایران در مقابل دیدگان بیننده قرار میدهد. در اتوبوس فرحناز، اينبار بانوان در جلو و آقايون در عقب اتوبوس جای میگيرند. در قلمرو او جای همه چیز عوض شده است. اوست که قانون وضع میکند و مسافران فرمان میبرند. خودتان ببینید...
** این هم فیلم تقریبا نه دقیقهای در مورد منصور اسانلو و تظاهرات دیگر سندیکالیستهای سراسر دنیا برای آزادی او به نام: "آزادی منصور اسانلو فرا میرسد"...

به شدت دارم دنبال کلاسهای فرهنگی مثل حافظخواني، شاهنامهخواني، مولانا خوانی يا کلاسهايی در همين رديف میگردم برای معرفی به کسی که ساکن شهراصفهان است و خودش قادر به پيداکردن چنين کلاسهايی نيست. برای معرفی کردن چنين کلاسهايی جايزهای نفيس درنظر گرفته شده است:)
تاکيد میکنم که کلاسها فرهنگی باشد نه مذهبی. با سپاس پيشاپيش!

