French weblog

روزمره‌ها

.....................

دوشنبه ۷ تیر ۱۳۸۹

...................

نظرها (9) | ۱۸:۱۸

آرشيو

لينک‌های روزانه

سرمیاد زمستون از سرزمین رویایی

افشین مقدم- میترسم

قدغن -شهريار قنبري

بردی از یادم: دلکش و ویگن

ABBA-The Winner Takes It All Live 1980

Mireille Mathieu - Bravo Tu as Gagné (ABBA)

اجرای ترانه مرغ سحر با صدای دو هنرمند هلندی


آرشيو + RSS

تماس

nazkhatoun25 [at] yahoo [dot] com

سايت‌ها

مدرسه ی فمینیستی
زنستان
ميدان زنان
تغيير برای برابری
کانون زنان ايرانی
کتابخانه زنان
ماهنامه​ی زنان
هفتان
روز آن​لاين
ايران امروز

وبلاگ‌ها

آرشيو

June 2010
May 2010
April 2010
March 2010
February 2010
January 2010
December 2009
November 2009
October 2009
September 2009
August 2009
July 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007

پشتيبانی

RSS + Atom
Movable Type 3.35


« لاستی، خوره‌ی لاست، و ضد لاستی | صفحه اصلی | وقتی من بی‌نهایت بی ادب میشم »

در هنگام خواندن متن زیر به آهنگ شماره‌ی ۶ گوش دهید

چهارشنبه ۲۲ مهر ۱۳۸۸

دارم تو بارون رانندگی می‌كنم. به سی‌دی نیروان كه در یك شب فاندریزینگ بردم گوش میدم (شماره‌ی ۶- با تو). بوی قهوه‌ی محبوبم كه به خاطرش امروز از خونه زدم بیرون تو ماشین پیچیده. پشت چراغ قرمز طولانی كه توقف كردم، دستم ناخودآگاه به طرف صورتم میره. لپم رو نشگون می‌گیرم. آب شده انگار. باورم نمیشه. باز لپم رو نشگون می‌گیرم. تو آیینه به تصویر خانومی كه پشت فرمان نشسته نگاه می‌كنم. لپم آب شده انگار.

لبخند رضایتی به خانوم تحویل میدم. آیینه رو بالا می‌زنم. یك جرعه‌ی دیگه از قهوه‌ی نازنینم (فندقی هاووایی) می‌نوشم. به رنگ سبز چراغ خیره می‌شم و پام رو پدال گاز میره.

عمل هرچقدر درد داشته باشه، خوبی‌های خودش رو به همراه داره...



ارسال نظر