French weblog

روزمره‌ها

.....................

دوشنبه ۷ تیر ۱۳۸۹

...................

نظرها (9) | ۱۸:۱۸

آرشيو

لينک‌های روزانه

سرمیاد زمستون از سرزمین رویایی

افشین مقدم- میترسم

قدغن -شهريار قنبري

بردی از یادم: دلکش و ویگن

ABBA-The Winner Takes It All Live 1980

Mireille Mathieu - Bravo Tu as Gagné (ABBA)

اجرای ترانه مرغ سحر با صدای دو هنرمند هلندی


آرشيو + RSS

تماس

nazkhatoun25 [at] yahoo [dot] com

سايت‌ها

مدرسه ی فمینیستی
زنستان
ميدان زنان
تغيير برای برابری
کانون زنان ايرانی
کتابخانه زنان
ماهنامه​ی زنان
هفتان
روز آن​لاين
ايران امروز

وبلاگ‌ها

آرشيو

June 2010
May 2010
April 2010
March 2010
February 2010
January 2010
December 2009
November 2009
October 2009
September 2009
August 2009
July 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007

پشتيبانی

RSS + Atom
Movable Type 3.35


« در هنگام خواندن متن زیر به آهنگ شماره‌ی ۶ گوش دهید | صفحه اصلی | تا كی این همه خشونت؟ »

وقتی من بی‌نهایت بی ادب میشم

دوشنبه ۲۷ مهر ۱۳۸۸

آخه خاك دو عالم بر فرق سرت! ۲۳ سال تو كانادا معلوم نیست چه كردی . هر كاری كردی به خودت مربوطه ولی آنقدر مشكلات داری كه ۲۳ سال نتونستی شریك زندگی برای خودت پیدا كنی. هرچند من باور نمی‌كنم. حالا گیرم كه نتونستی. بعد از ۲۳ سال مادر جان رو فرستادی برات تو ایران زن پیدا كنه. خجالت آوره...

یك سال با احساس یك دختر بازی می‌كنی. هر روز بهش زنگ زدی. داستان های یك من غاز برای دخترك بافتی. تشریف بردی ایران. باز دخترك رو پسندیدی. ل ا س هات رو زدی. انگشتر براش خریدی. تا دم عقد هم رفتی. بعد اون وسط یكی دارفانی رو وداع گفته و قهرمان داستان خنك و بی مزه‌ی ما كه تو باشی، رفتی كه چند ماه دیگه برگردی...

باز برگشتی كانادا و پای تلفن داستان حسین كردشبستری برای دخترك عاشق تعریف كردی. از راه دور همه كار كردی. حتا دخترك ساده دل رو وادار كردی لباس سفارش بده پیش خیاط. بلیط گرفتی كه باز بیای. وقت عروسی تعیین كردید ماشاالله بعد از یك سال!

می ‌دونی همه‌ی اینا به درك! به من چه؟ اصلا دخترك هم البته كم هالو نبوده. باورت كرده همه جوره.

اما آدم عقب افتاده‌ی هرجایی، دو هفته قبل از آمدنت زنگ زدی كه نمیای! برای چی؟ استخاره كردی خوب نیامده!! مادرجان سانتیمانتال امروزی! استخاره فرمودند برای پسرجان خرس گنده در كانادا كه خوب نیامده.

خاك برسرت! حالم فقط از این قسمتش داره به هم می‌خوره. از این قسمت استخاره. اون موقعی كه كلاب شبانه می رید و دنبال تفریحید چرا یادتون میره به مادرجان زنگ بزنید و استخاره كنید.

از فكر كردن به امثال تو حال تهوع شدیدی بهم دست میده...



نظرها

بچه ننه لوس
معلوم نیست چیکار کرده که مجبور شده بزنه زیرش
البته دختری هم که چنین آدمی رو قبول کرده اشتباه کرده به نظر من البته

مستانه | October 19, 2009 12:13 PM

بچه ننه لوس
معلوم نیست چیکار کرده که مجبور شده بزنه زیرش
البته دختری هم که چنین آدمی رو قبول کرده اشتباه کرده به نظر من البته

مستانه | October 19, 2009 12:15 PM

بچه ننه لوس
معلوم نیست چیکار کرده که مجبور شده بزنه زیرش
البته دختری هم که چنین آدمی رو قبول کرده اشتباه کرده به نظر من البته

مستانه | October 19, 2009 12:16 PM

يعني خاك تو سرش واقعان !!! بيچاره دختره !
نازخاتون دلم كلي سوخت براش ولي مي دوني پسراي ايروني جون به جونشون كني بچه ننه و لوس هستن !
يادم باشه يه پست درمورد ماجراي خودم بذاري كلي بخندي به بدبختي اين ملت كه فقط ميشه خنديد !

آن شرلي | October 19, 2009 10:31 PM

آن عزیز باورت میشه طرف ۴۸ سالش هم بوده ! حالا من چیزهای دیگه رو ننوشتم از بس اعصاب خوردكن بودند...

نازخاتون | October 19, 2009 11:41 PM

این مردک 48 ساله حتما خیلی اینسکیور( فارسی اش رو نمیدونم ! ) هست و اون دختری که حاضره تن به هر شرایطی بده تا از جهنم بدون امید و آینده ایران فرار کنه رو خیلی نمیشه سرزنش کرد ! من مورد بد تر از این رو هم در سوئد دیدم ! متاسفم و میدونم تا وقتی مذهب هست این مزخرف ها هم ادامه داره ! هر قلطی میکنن و اخرش یاد کتاب مثلا آسمانی میاقتن !

jay | October 20, 2009 2:19 AM

واواوا.... امید به خدا نازخاتون جون (مثل خودش بخون هاهاهاها...)

مرضیه | October 20, 2009 4:33 AM

jay عزیز می‌تونیم بگیم احساس "عدم امنیت". من دلم می‌سوزه كه اخلاق انقدر راحت زیرپا گذاشته میشه این روزها. این آقا مدتی هم بعد از طلاق (ایشون ازدواج ناموفق هم داشته و ادعا كرده كه خانمش بهش خیانت كرده. سناریوی مشترك تمام مردانی كه زنشون ازشون جدا شده) دو تا دوست دختر غیرایرانی داشته كه من اصلا ایرادی در این مورد نمی‌بینم.

ولی مسئله‌ی من با این آقا اینه كه غلط می كنه دم از مذهب می‌زنه. دیروز كه باز با دوستم حرف میزدم می‌گفت كه موقع بله برون، ایشون رفته بالای منبر كه من به دختر شما نه به خاطر اینكه فوق لیسانس داره علاقمند شدم. علاقه‌ی من به راستی و پاكی و محجوب بودن ایشونه؟ من حالم از این حرف‌ها حتا حالا كه دارم تایپ می‌كنم به هم داره می‌خوره:(((

البته خانواده‌ی دختر با تمام سادگی، اصلا راضی به این وصلت نبوده...

نازخاتون | October 20, 2009 8:29 AM

مرضی جون از "امید به خدا" نگو كه حتا فكر كردن به صداش هم آزار دهنده است :))) اگر الآن اینجا بود می‌گفت: اوا نازخاتتتتتتتتتتتوووووووووون جون ! :)))

نازخاتون | October 20, 2009 8:35 AM

خب مرد 48 ساله که 23 ساله در کاناداست ،تکلیفش روشنه.اومده دنبال هوسبازی.
ولی دختر جوانی که به همچین مردی دل میبنده،حتما باید برای حل مشکلات روحی خود به یک روانشناس خبره مراجعه کنه.
وقتی دختری،مردی با شرایط بالا را قبول کنه حتما میخواد از مشکلاتی که در خانه پدری داره فرار کنه.
پس بهتره به جای فرار ،بره مشکلشو حل کنه.

رضا | October 20, 2009 9:20 PM

That was when Dein was seen to be in the Kroenke camp. ,

Roy21 | October 22, 2009 2:01 PM

ارسال نظر