« October 2009 |
Main
| January 2010 »
"به نام پدر"
جمعه ۶ آذر ۱۳۸۸
دیشب فیلم "به نام پدر" را بالاخره بعد از سالها حسرت به دل ماندن دیدم. ماجرای چند جوان بی گناه ایرلندی و بستگان آنهاست كه تحت شكنجه اعتراف دروغین می كنند. اعتراف به دست داشتن در بمب گذاری در لندن و كشتن مردم عادی. وسط فیلم آنتراكت دادیم كه چند...
+ ادامه
یکشنبه ۲۴ آبان ۱۳۸۸
لحظات كوتاه و گذرایی كه میرم تو قالب یك زن سنتی، از خودم متنفر میشم... روزایی كه از دست یك شخص خاص در خانوادهی همسر حرص میخورم از خودم بدم میاد... روزایی كه میزارم از راه دور عصبانیم كنه، از دست خودم بیشتر عصبانی میشم... هیچ وقت دلم نخواسته و...
+ ادامه
"آی لاو یو"
دوشنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۸
پشت ماشینم یك نقشهی ایران كوچك زده ام سفید، در قاب چهارگوش سبز. یك "FREE" سبز درشت وسط نقشهی سفید خودنمایی میكند. برچسب "رای من كو" را چند روزیست كندهام و جایش نقشهی ایران زده ام. دیروز كه ماشینم را برده بودم برای تعویض روغن، یكی از كسانی كه مشغول...
+ ادامه